تبلیغات
اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی
قالب وبلاگ


اخبار و اطلاعیه های مدیر وبلاگ
سلام دوستان
برای حمایت از وبلاگ خریدهای خودتونو از محصولات وبلاگ انجام بدهید.تشکر
------------------------------------------------------------------------------------------

- grocery store اشاره داره به همون سوپری (بقالی!) هایی که سر کوچتون هست و معمولا هم از شیر مرغ تا جون ادمی زاد توش پیدا میشه!

2- to Hail a cab یعنی تاکسی گرفتن به این صورت که کنار خیابون وایسین و دستتونو تکون بدین یا صدا بزنین که تو ایران هم این کار خیلی رایجه.

----------------------

 - دو اصطلاح come in و come on in رو تو فیلم های امریکایی خیلی زیاد میشنوین. هر دو هم معنی هستن و برای وقتیه که از کسی بخواین که بیاد تو. یعنی معنیشون در حالت کلی میشه “بیا تو”.
حالا نکته اینجاس که اگه دقت کرده باشین معمولا come in رو با please میارن اما با come on in تقریبا هیچ وقت please نمیارن.
علتش هم اینه که come in خیلی خودمونی تره و در مقابل come on in هم با اینکه تقریبا حالت اینفرمال داره اما بار ادبی داره. نه اینکه بگم come in زشته نه ، درواقع come in حالت خنثی داره! یعنی نه زشته و نه مودبانه در حالی که come on in خودش به تنهایی یه عبارت مودبانه ست برای همینه که با please نمیاد در حالی که چون come in حالت خنثی و خیلی خودمونی تره ، موقع استفاده یه please بهش اضافه می کنن.
البته خود come on in رو ممکنه که بشنوین با please بیارن که طبیعیه.
با نمونه ی فارسی این عبارت بهتر متوجه قضیه میشین:
“بیا تو”                    »» خیلی خودمونی – نه زشته و نه مودبانه
“تشریف بیارین”         »» مودبانه
“لطفا تشریف بیارین”  »» مودبانه
اوردن لطفا تو “لطفا تشریف بیارین” یه کار اضافیه. ما لطفا رو میاریم تا عبارتمون مودبانه باشه اما وقتی خود عبارت “تشریف بیارین” یه عبارت مودبانه اس پس اوردن لطفا یه کار اضافیه

 ----------------------

۱- همگیه شما با کاربردهای would اشنا هستین اما جالبه بدونین که این واژه تو گفتگوهای روزمره یه کاربرد جالب و البته کمی هم گیج کننده داره. به مکالمه ی زیر دقت کنین تا بگم اون نکته ی گیج کننده اش چیه:

A: this car keeps breaking down. It’s driving me mad
B: too bad. Sounds like you got a real lemon. I would sell that car and buy a new one

تو جمله ی بالا شخص b نمیگه که ماشینی فروختم بلکه میگه اگه جای اون فرد بود این کار رو میکرد. در واقع انتهای جمله b اینطوریه : if I were you, I would sell that car یعنی من اگه جای تو بودم اون ماشینو می فروختم. می بینین که if I were you حذف شده و تو فارسی هم ما همین حذف رو داریم یعنی مثلا به جای اینکه بگیم ” اگه من جای تو بودم اون ماشینو می فروختم” میگیم : “من بودم اون ماشینو می فروختم”
A: این ماشین مرتب خراب میشه. داره دیوونم می کنه.
B: چه بد. به نظر میاد که چیز بیخودی گیرت اومده. من بودم اون ماشینو می فروختم و یکی جدیدشو می خریدم.

----------------------

Deal از این جهت واژه ی مهمیه که تو کشور مصرف گرایی مثل امریکا یه واژه ی بسیار پرکاربرد محسوب میشه. اگه راتون به این کشور بیوفته ، بارها و بارها با این واژه رو به رو میشین.
ببینین معادل دقیقی برای
Deal تو فارسی نیست. برای همین باید تو جمله توضیح بدم. Deal یعنی قیمت توافقی یک کالا به طوری که به نفع طرفین باشه (یعنی قیمت مناسب یا بهتر بگم قیمت کم یا ارزون)

مثال:I got a good deal on this cell
عبارت بالا میگه که من قیمت موبایل رو مناسب دیدم (به قیمت ارزونی با فروشنده به توافق رسیدم) و اونو خریدمش.

مثال: فرض کنین که دارین میرین به یه فروشگاه اونجا ممکنه موقع قیمت کردن کالاها ، فروشنده بهتون بگه : you can’t find a good/better deal anywhere
فروشنده داره به شما میگه که هیچ جا این جنسا رو با این قیمت خوب (منظور ارزون) نمیتونی پیدا کنی.

مثال: you can buy 2 pants for $10 which sounds like a good deal
” شما می تونین با
۱۰ دلار دو تا شلوار بخرین که به نظر پشنهاد خوبیه”

خب پس بیاین اینطور نتیجه بگیریم که:  A good deal: a good price or offer
فرمول کلی
deal: get/find a (good/great/better) deal on something
پس دقت داشته باشین که با حرف اضافه ی
on باید بکار برده شه.


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: استفاده از اصطلاحات کاربردی و عامیانه، اصطلاحات پر کاربرد،
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 10:52 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب