تبلیغات
اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی
قالب وبلاگ


اخبار و اطلاعیه های مدیر وبلاگ
سلام دوستان
از فردا 22 آذر سری آخر و پایانی مطالب انگلیسی را براتون میگذارم.
------------------------------------------------------------------------------------------


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9652) To be part of a team
9653) عضو یک تیم باشید

9654) to be run over
9655) زیر ماشین رفتن

9656) to be supposed to
9657) قرار بودن

9658) To be tough as nails
9659) مثل کوه استوار بودن

9660) to be willing
9661) مایل بودن

9662) To bit more than one can chew
9663) لقمه ی بزرگ تر از دهان خود برداشتن

9664) to blow
9665) دمیدن

9666) To break bread with someone
9667) با کسی نان و نمک خوردن

9668) To break with someone
9669) با کسی قهر کردن

9670) to breathe in.
9671) دم

9672) to breathe out.
9673) بازدم

9674) To bring down the house
9675) سنگ تمام گذاشتن

9676) to buy .. at
9677) از جایی خریدن

9678) to buy ..from
9679) ازکسی خریدن

9680) to call off
9681) متوقف شدن

9682) To call the roll
9683) حضور و غیاب کردن

9684) To carry bowls to China
9685) چینی به چین بردن.

9686) To carry coal to Newcastle
9687) زیره به کرمان بردن

9688) To catch sb doing sth
9689) مچ کسی را حین کاری گرفتن.

9690) To clear your last exam
9691) آخرین امتحانتون رو پاس کنید

9692) to come from
9693) اهل جایی بودن

9694) To come into a fortune
9695) به پول و پله رسیدن

9696) To come into money
9697) به یک ثروتی رسیدن

9698) To come to himself
9699) به خود آمدن

9700) To Come True
9701) به حقیقت پیوستن




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t(194)،
[ دوشنبه 30 آبان 1390 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9602) Time tries all things
9603) زمان آزماینده است.

9604) Time will tell.
9605) گذشت زمان همه چیز رو روشن می کنه.

9606) tit for tat
9607) این به اون در

9608) to
9609) همچنین-به-با

9610) To absent oneself(from)
9611) غایب شدن از ، حضور نیافتن

9612) To absorb knowledge
9613) دانش فراگرفتن

9614) To abstain from eating meat
9615) از خوردن گوشت پرهیز كردن

9616) To act as a bully
9617) گردن كلفتی كردن

9618) To add fuel to the fire
9619) آتش بیار معرکه شدن

9620) To aid and abet
9621) در جرم معاونت کردن، برای انجام کار غیر قانونی کمک کردن

9622) To be a spender
9623) دست به جیب بودن

9624) To be all ears
9625) سراپا گوش بودن

9626) To be an extravagant
9627) ول خرج بودن

9628) to be at an advantage
9629) فایده داشتن-به صرفه بودن

9630) To be between the devil and dead sea
9631) راه پس و راه پیش نداشتن

9632) to be from
9633) اهل جایی بودن

9634) To be full of beans
9635) پر از انرژی بودن، سرحال بودن

9636) to be great one for s.th
9637) اهل چیزی بودن

9638) to be in
9639) در خانه بودن

9640) To be in the best of health
9641) در کمال صحت

9642) To be in tune with
9643) هماهنگی

9644) to be kept
9645) نگهداری شدن

9646) To be on the safe side,
9647) برای اینکه جوانب احتیاط رو در نظر گرفته باشیم

9648) to be out.
9649) در خارج از...بودن

9650) to be out of the question
9651) غیر ممکن بودن




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t(193)،
[ یکشنبه 29 آبان 1390 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9551) This soup is watery
9552) این سوپ آبکی ست .

9553) This trip cust us a lot
9554) این سفر برایمان خیلی اب خورد

9555) This whipping boy done wrong
9556) با هر اشتباهی ضربات شلاق در انتظار اوست

9557) thorny
9558) مسائل بغرنج

9559) Those are students, aren't they?
9560) آنها دانش آموز هستند، مگر نه ؟

9561) Those are white bags
9562) آن ها كیف های سفید هستند

9563) Those who turn lead into gold
9564) انان که خاک را به نظر کیمیا کنند

9565) though she is educated
9566) اگر چه او تحصیل كرده است

9567) three weeks
9568) تا سه هفته ی دیگر

9569) threw
9570) گذشته ی
9571) to throw انداختن

9572) through
9573) از میان-از وسط

9574) Through constant pain disgrace
9575) در میان درد و خفت و رسوایی دائمی

9576) Throughout his life the same
9577) در سراسر زندگیش همواره

9578) Throw a monkey wrench into something
9579) چوب لای چرخ کسی گذاشتن

9580) throw down the gauntlet
9581) به مبارزه طلبیدن

9582) Throw someone to the wolves
9583) تو دل شیر رفتن

9584) THROW THE BOOK AT
9585) به اشد مجازات محكوم كردن. شدیدا مواخذه و تنبیه كردن

9586) thumb tack
9587) پونز

9588) Thus
9589) بنابراین

9590) Tide mark
9591) داغ آب

9592) tight budget
9593) بودجه ی محدود و حساب شده

9594) till
9595) تا

9596) Time is money
9597) وقت طلاست

9598) Time of concentration
9599) زمان تمركز

9600) time to time
9601) لحظه به لحظه




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t(192)،
[ شنبه 28 آبان 1390 ] [ 08:30 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9501) They will never go in double harness
9502) ابشان توی یک جوی نمیره

9503) They worked in a factory, didn't they?
9504) آنها در یك كارخانه كار می كردند، مگرنه؟

9505) They're all in the same boat
9506) همه ی انها این وضع رو دارند

9507) thick skull
9508) کله پوک

9509) thieves
9510) دزد ها

9511) Things not what they used to be
9512) چیزها دیگه اون طور که بودن نیستن

9513) Things past can not be recalled
9514) اب رفته به جوی نیاید.

9515) Think about you all the time
9516) همش به تو فکر می کنم

9517) Think it over
9518) در باره ش فکر کن.

9519) think of
9520) فكر كردن درباره

9521) Third time lucky.
9522) تا سه نشه بازی نشه

9523) This blinding silence
9524) این سکوت کور کننده

9525) This book is the largest book in the library.
9526) این كتاب بزرگترین كتاب در كتابخانه است

9527) This car is as expensive as that car.
9528) این اتومبیل به گرانی آن اتومبیل است

9529) This car is the most expensive car in our town.
9530) این اتومبیل ، گران ترین اتومبیل در شهر ماست

9531) This fight he cannot win
9532) این جنگیست که او هرگز پیروز نخواهد شد

9533) This girl is very fat
9534) این دختر خیلی چاق است

9535) This house is newer than that house.
9536) آین خانه جدیدتر از آن خانه است

9537) This is a parasitic disease
9538) این یك بیماری انگلی است.

9539) This is a red car
9540) این یك اتومبیلِ قرمز است

9541) this is the limit
9542) دیگر شورش در آمده

9543) This is way over my head
9544) عقلم دیگه قد نمی دهد

9545) This lesson will be learned tomorrow.
9546) این درس فردا یادگرفته خواهد شد

9547) This might get you into trouble
9548) این ممکنه باعث دردسر بشه

9549) This pain is just too real
9550) این درد خیلی کاریه




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t(191)،
[ جمعه 27 آبان 1390 ] [ 11:30 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9451) They had enough time
9452) آن ها وقت كافی داشتند

9453) They hate each other like poison
9454) مثل کارد و پنیر

9455) They have a cat_and_dog life
9456) دائما با هم جنگ و دعوا دارند(زن و شوهر)

9457) They have been friends since May.
9458) آنها از ماه می دوستان خوبی بوده اند

9459) They have got money to burn
9460) پولشون از پارو بالا می‌ره

9461) They have not cleaned the room.
9462) آنها اتاق را تمیز نكرده اند

9463) They have to
9464) انها مجبورند

9465) They know where I live
9466) آنها می دانند من كجا زندگی می كنم

9467) They launched a new space probe in order to learn more about Mars.
9468) آن ها یك كاوشگر جدید فضایی پرتاب كردند برای آنكه راجع به مریخ بیشتر بدانند

9469) They live a Tehran , don't they ?
9470) آنها در تهران زندگی می كنند، مگرنه؟

9471) They often go to bed late
9472) آن ها معمولاً دیر به رختخواب می روند

9473) They ran straight across the road
9474) انها یک ضرب طول جاده رو دویدند

9475) They rush to grow up and then
9476) عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد

9477) They shouldn't leave the class.
9478) آنها نباید كلاس را ترك كنند

9479) they take it for granted
9480) انها خیلی متوقع شدند

9481) They voted
9482) انها رای دادند

9483) They watch T.V every night
9484) آنها هر شب تلویزیون تماشا می كنند

9485) They watched T.V last might
9486) آنها دیشب تلویزیون تماشا كردند

9487) They were closer now
9488) حالا نزدیک‌تر شده بودند

9489) they were our company
9490) آنها مصاحب ما بودند

9491) They were shining there for you and me
9492) آن‌ها برای من و تو می‌درخشیدند?

9493) They were studying
9494) انها داشتند درس می خواندند

9495) They were talking in Spanish
9496) به زبان اسپانیولی صحبت میكردند

9497) They will be
9498) خواهند بود

9499) They will learn this lesson tomorrow.
9500) آنها فردا این درس را یاد خواهند گرفت




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 190،
[ پنجشنبه 12 آبان 1390 ] [ 05:57 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9401) There's truth in what I say
9402) در آنچه می گویم حقیقت نهفته است

9403) there`s the bell
9404) زنگ خورد

9405) there’s life in the old dog yet
9406) دود از كنده بلند میشود

9407) There’s many thing I wanna say
9408) خیلی چیزهاست كه باید بهت بگم

9409) There’s nothing to be scared of
9410) هیچ چیزی که ازش بترسی وجود ندارد

9411) These are red cars
9412) این ها اتومبیل های قرمز هستند

9413) These are the best moments of life
9414) اینها بهترین لحظه های زندگی هستند

9415) These clothes don’t become you
9416) این لباس ها بهت نمیاد!

9417) These shoes are just so phat
9418) این کفش ها خیلی معرکند

9419) These two things do not go together
9420) این دو با هم جور در نمیاند.

9421) These wounds won't seem to heal
9422) به نظر نمیاد که این زخمها خوب شدنی باشن

9423) They are always late.
9424) انها همیشه دیر می ایند

9425) They are as different as chalk and cheese
9426) زمین تا آسمون با هم فرق دارند.

9427) They are eating breakfast now.
9428) ایشان (آنها) حالا در حال خوردن صبحانه هستند

9429) They are like an elephant and a tea cup
9430) مثل فیل و فنجون می مونن

9431) they are makeing fun of her new hair style
9432) انها به مدل موی اون می خندند

9433) They bought a car for Ali.
9434) آنها یك اتومبیل برای علی خریدند

9435) they cann't hold a candle to him
9436) سگش به همهء آنها می ارزد

9437) They closed the windows yesterday.
9438) آنها دیروز پنجره ها را بستند

9439) They could have gone to cinema.
9440) آن ها می توانستند به سینما بروند

9441) they could not make it shine
9442) نمی‌توانستند کاری کنند که بدرخشد

9443) They dedicate their lives
9444) آنها زندگیشان را وقف او می کنند

9445) They didn't come late, did they?
9446) آنها دیروز نیامدند ،مگر نه ؟

9447) They expected him to come on time.
9448) آنها از او انتظار داشتند كه سروقت بیاید

9449) They forget the present
9450) زمان حال را فراموش می کنند




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 189،
[ یکشنبه 1 آبان 1390 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب