تبلیغات
اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی
قالب وبلاگ


اخبار و اطلاعیه های مدیر وبلاگ
سلام دوستان
از فردا 22 آذر سری آخر و پایانی مطالب انگلیسی را براتون میگذارم.
------------------------------------------------------------------------------------------


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9351) There is nothing more for me
9352) دیگه از من چیزی باقی نمونده

9353) there is only tow possibilityes
9354) از دو حال خارج نیست

9355) There is some difference between Peter and Peter
9356) از سلیمان تا سلیمان فرق هاست.

9357) There is some love that will not go away
9358) عشقهایی هستن که هیچ وقت از بین نمی رن

9359) There is some water in the glass, isn’t there?
9360) مقداری آب در لیوان وجود دارد، مگرنه

9361) There is something in the wind
9362) کاسه ای زیر نیم کاسه است

9363) There must be a flaw in the electrical system.
9364) سیستم الکتریکی ایراد داره

9365) There they are.
9366) اوناهاشن

9367) There was a long list of infraction for my car
9368) یک لیست بلند بالا از خلافی های ماشین من آنجا بود

9369) There was no room to throw a needle
9370) جای سوزن انداختن نبود.

9371) there was someone in my room
9372) کسی در اتاقم بود

9373) there was something fishy going on
9374) چیز عجیبی در حال اتفاق بود

9375) There was something in the air that night
9376) آن شب در هوا چیزی بود?

9377) there wasnt a soul to be seen
9378) پرنده پر نمی زند-احدی دیده نمی شود

9379) There'll be fireworks if I get home late again
9380) اگه دوباره دیر برم خونه حسابی جنجال به پا میشه

9381) there's a chance that
9382) امکان داشتن-محتمل بودن

9383) There's just too much that time cannot erase
9384) اینقدر کاریه که زمان هم نمیتونه اون رو خوب کنه

9385) there's no bearing with him
9386) رفتار او را نمی توان تحمل کرد

9387) There's no borderline
9388) هیچ مرزی وجود نداشته باشه

9389) There's no call for that kind of educational method
9390) این نوع سیستم آموزشی بدرد بخور نیست

9391) There's no place like home
9392) هیچ جا مثل خونه خود آدم نمیشه

9393) There's no regret
9394) جای پشیمانی نیست

9395) There's not room to swing a cat
9396) جای سوزن انداختن نیست

9397) there's nothing I fear
9398) دلیلی برای ترسیدن نمی بینم

9399) There's something fishy about this
9400) این موضوع بو داره-مشکوک به نظر می رسه




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 188،
[ شنبه 30 مهر 1390 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9301) Ther is a serious dehydration in my skin
9302) پوست تنم دچار خشكیدگی شدیدی شده است.

9303) there
9304) انجا

9305) There are five books on the table
9306) پنج كتاب روی میز وجود دارند

9307) There are no answer
9308) کسی گوشی را بر نمیدارد

9309) There are some corns in my sole
9310) پاشنه پایم میخچه دارد.

9311) There are the children
9312) بچه ها اونهاشن

9313) There are trees in the park, aren't there?
9314) درختان زیادی در پارك وجود دارند، مگرنه ؟

9315) There goes your fathre.
9316) اوناهاش-پدرت داره می اید

9317) There is a blister on my hand
9318) دستم تاول زده است

9319) There is a book on the table.
9320) یك كتاب روی میز وجود دارد

9321) There is a radiating pain in my neck
9322) درد تیر کشنده ای در گردنم وجود دارد.

9323) There is a sandwich shop across the street.
9324) یک ساندویچی ان طرف خیابان است

9325) There is money in it
9326) پول توش هست ؟

9327) there is more than one way to skin the cat
9328) هر کاری لمی دارد

9329) There is no cheap thing without some reason for its cheapness
9330) هیچ ارزونی بی علت نیست ، هیچ گرونی بی حکمت نیست

9331) There is no fire without smoke
9332) تا نباشد چیزکی ، مردم نگویند چیزها.

9333) There is no fool like an old fool
9334) سر پیری و معرکه گیری

9335) There is no harm being over-cautious
9336) کار از محکم کاری عیب نمی کنه.

9337) There is no more to it
9338) همین که گفتم.

9339) There is no need to get personal
9340) دلیل نداره به خودت بگیری

9341) There is no place like home
9342) هیچ جایی مثل خونه ی خود آدم نمیشه.

9343) There is no room to swing a cat
9344) جای سوزن انداختن نیست

9345) there is no rose without a thorn
9346) هیچ گلی بی خار نیست

9347) There is no such a thing as a free lunch
9348) چیزی با نام "ناهار مجانی" وجود ندارد

9349) There is nothing difficult that does not become easy
9350) مشکلی نیست که آسان نشود




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 187،
[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9251) the students’ parents
9252) والدین دانش اموزان

9253) The sun sets in the west.
9254) خورشید در غرب غروب می کند

9255) The tail wags the dog
9256) کارش بر عکسه.

9257) the tallest
9258) بلند قد ترین

9259) The teacher made me give a speech in the class.
9260) معلم مرا مجبور كرد كه در كلاس سخنرانی كنم

9261) The thirsty dreams of water
9262) شتر در خواب بیند پنبه دانه.

9263) The torah
9264) تورات

9265) The United States of America
9266) ایالات متحده ی امریکا

9267) The wall has ears
9268) دیوار موش داره. موش هم گوش داره.

9269) The way is paved
9270) ره هموار است

9271) the weather has changed
9272) شرایط عوض شده

9273) the weather is lousy
9274) هوا خیلی بده

9275) The west
9276) غرب

9277) THE WHOLE BALL OF WAX
9278) كاسه وكوزه. همه چیز

9279) The windows were closed yesterday.
9280) پنجره ها دیروز بسته شدند

9281) The words are easy when the language is love
9282) کلمات راحت بر زبان جاری می شوند آن هنگام که زبان از عشق ساخته شده باشد

9283) The yellow dog is jackal's brother
9284) سگ زرد برادر شغاله.

9285) the young
9286) جوانان

9287) The young boy learns their rules
9288) آن پسر جوان قوانین آنها را می آموزد

9289) The young man struggles on and on he's known
9290) و مرد جوان متوجه میشود که همواره باید تقلا کند

9291) Their house
9292) خانه آنها

9293) Their party ended up being good.
9294) مهمانی انها خوب از اب در امد

9295) theirs
9296) مال انها

9297) Then jump on
9298) بپر تو

9299) then what
9300) آخرش که چی




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 186،
[ پنجشنبه 28 مهر 1390 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9201) the pot called the kettle black
9202) دیگ به دیگ می گوید روت سیاه

9203) the pot calling the kettle black
9204) دیگ به دیگ میگه روت سیاه

9205) The pot calls the kettle black
9206) دیگ به دیگ میگه روت سیا.

9207) The proof of the pudding is in the eating
9208) شنیدن كی بود مانند دیدن

9209) The question is easy
9210) سؤال آسان است

9211) the same
9212) یکسان-همانند

9213) the same as
9214) مثل -همانند -شبیه

9215) The school was named after him
9216) مدرسه را به نامش نامگذاری کردند.

9217) the sea is full of other fish
9218) آدم قحطی نیست

9219) The shirt that carried Joseph’s scent
9220) پیراهنی که اید از او بوی یوسفم

9221) The shoemaker's son always goes bare feet
9222) کوزه گر از کوزه ی شکسته آب می خوره.

9223) The shop sells screw
9224) و هر چه دلت بخواد

9225) The situation ofter the earthquake was too bad to explain.
9226) وضعیت بعد از زلزله برای توصیف بسیار بد بود

9227) The sky won't fall in
9228) آسمون که به زمین نمی یاد.

9229) The soldier's morale is extremely low
9230) روحیه سربازان به شدت کم میباشد

9231) the soldiers raised a cheer
9232) سربازان هلهله کردن

9233) the soup tastes unusual.
9234) سوپ غیر طبیعی به نظر می رسد

9235) The south
9236) جنوب

9237) The south pole
9238) قطب جنوب

9239) The Soviet Union
9240) اتحادیه جماهیر شوروی

9241) The stars are twinkling
9242) ستاره ها دارند چشمک میزنند

9243) The stars were bright
9244) ستاره‌ها نورانی شده بودند

9245) The stitches should be removed in a week
9246) بخیه ها باید هفته دیگر برداشته شوند.

9247) the student raised his hand
9248) دانش آموز دستش را بالا برد

9249) the students' hostel
9250) خوابگاه دانشجویان




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 185،
[ چهارشنبه 27 مهر 1390 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9151) the most interesting
9152) جذابترین

9153) The must forgive themselves
9154) خودشان هم باید خود را ببخشند

9155) The neck of time
9156) سربزنگاه

9157) The nest of the blind is made by GOD
9158) خدا کَس بی کسان است

9159) The Nether land
9160) هلند

9161) The news will drive him up the wall
9162) ان خبر اون رو عصبانی خواهد کرد

9163) the night is still young
9164) هنوز اول شبه

9165) The north
9166) شمال

9167) The north pole
9168) قطب شمال

9169) the old
9170) پیران

9171) The old man then prepares
9172) سپس آن پیر مرد آماده می شود

9173) The one before last
9174) یكی مانده به آخر

9175) The onion has been hanging out with the fruit
9176) پیاز هم خودشو قاطی میوه ها کرده

9177) The only answer to fool is silence
9178) جواب ابلهان ، خاموشیست.

 

9179) The only cooking I can do is to boil eggs
9180) تنها پخت و پزی که بلدم آب پز کردن تخم مرغ است

9181) The only one makes me laugh
9182) تنها کسی که میتونه منو به خنده بیاره

9183) The only repentance of the wolf is death
9184) توبه ی گرگ مرگه.

9185) the other day
9186) چند روز قبل

9187) The other limbs can not remain easy
9188) دگر عضوها را نماند قرار

9189) The pain is worse when the tooth is pressed on
9190) هنگامی که روی دندان فشار وارد میشود دردش بیشتر میگردد.

9191) the party is ove
9192) دیگه بازی تموم شد

9193) The patient stone
9194) سنگ صبور

9195) The penny drops
9196) دوزاریم افتاد

9197) The phone is for you
9198) تلفن با شما کار داره.

9199) The position has been filled
9200) ببخشید-یک نفر استخدام شد




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 184،
[ سه شنبه 26 مهر 1390 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9092) The feeling is mutual
9093) دل به دل راه داره

9094) the forest and the rain
9095) جنگل بود و باران

9096) The game is not worth the candle
9097) آفتابه خرج لحیم کردن

9098) the ghost of a chance
9099) سر سوزنی شانس

9100) the graps are sour
9101) گربه دستش به گوشت نمی رسد

9102) The grass is always greener on the other side of the fence
9103) مرغ همسایه غازه!

9104) The great pleasure of life is doing what people say you can not do
9105)خوشی بزرگی زندگی آن است که کاری را انجام دهی که دیگران می گویند قادر به انجام آن
نخواهی بود

9107) The Guy then placed a letter by her side
9108) پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون

9109) The heart of the matter
9110) جان كلام

9111) The heat is on
9112) اوضاع پسه

9113) The highest tree has the greatest fall
9114) هر که بامش بیش برفش بیش

9115) The hour of departure has arrived
9116) هنگام جدایی فرا رسیده است

9117) The hungry cat dreams of fat
9118) شتر در خواب بیند پنبه دانه.

9119) The issue office
9120) دفتر یا اداره ی رزرو کردن

9121) The Kiss of death
9122) فاتحه ی چیزی را خواندن

9123) The knife does not cut its own handle
9124) چاقو دسته ی خودش رو نمی بره.

9125) The koran
9126) قران

9127) The last but one
9128) یکی مانده به اخر

9129) the leaves turn green
9130) برگها سبز می شوند

9131) the legs of the table
9132) پایه های میز

9133) The letters are typed in the morning.
9134) نامه ها صبح تایپ می شوند

9135) the life is between the old dogs
9136) دود از کنده بلند میشه

9137) The line is cut off
9138) تلفن قطع شد

9139) the long and the short of it is that
9140) ظاهر و باطنش این است که

9141) The lot fell upon him
9142) قرعه بنامش افتاد.

9143) the menu pleas
9144) غذا را بیار

9145) the mill of God grid slowly,yet they grid exceedly small
9146) چوب خدا صدا نداره

9147) The moon is on the bright side
9148) ماه روشنه?

9149) the most beautiful
9150) قشنگ ترین




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 183،
[ دوشنبه 25 مهر 1390 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9052) The country's hard:won independence
9053) استقلال کشور که با زحمات فراوان بدست آمد

9054) The darkest hour is just before the dawn
9055) در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سفید است

9056) The day before yesterday
9057) پریروز

9058) the day of reckoning
9059) روز حساب

9060) the dead
9061) مردگان

9062) The deed for its own sake should unfold
9063) ان به که کار خود به عنایت رها کنند

9064) The dog was hitting, the cat was dancing
9065) سگ میزدگربه می رقصید

9066) The door is locked from inside.
9067) در از داخل قفل است

9068) the door of the class
9069) درِ کلاس

9070) The driver was an amiable young man
9071) آن راننده یک مرد جوان مهربان بود

9072) The earth could get warmer by itself.
9073) زمین امكان دارد خودش خود به خود گرم تر شود

9074) The east
9075) شرق

9076) The egg stealer will become a camel stealer
9077) تخم مرغ دزد شتر دزد می شود.

9078) the elevator is out of order
9079) آسانسور خراب است.

9080) The end crowns all
9081) کار اون کرد که تموم کرد.

9082) The end of the world is at your hand
9083) پایان دنیا(زندگی) در دستان خود توست

9084) the English
9085) انگلیسی ها

9086) The evil eye
9087) چشم شور

9088) The facts speak for themselves
9089) چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

9090) THE FAT IS IN THE FIRE
9091) دیگه كار از كار گذشته. دیگه نمیشه كاریش كرد. آب ریخته را نمیشه جمع كرد




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 182،
[ یکشنبه 24 مهر 1390 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9002) the blame lies
9003) تقصیر با کسی بودن

9004) the blame lies with somebody
9005) تقصیر با کسی بودن

9006) The blind read
9007) کور خونده

9008) The body of the car is dented
9009) بدنه ماشین قر شده است

9010) the border
9011) مرز

9012) The boy
9013) پسره

9014) The boy has to
9015) پسره مجبوره

9016) the boy's teacher
9017) معلم ان پسر

9018) The brain drain
9019) فرار مغزها

9020) The cake is going begging
9021) کیک دست نخورده مانده

9022) The car is washed every week.
9023) اتومبیل هر هفته شسته می شود.

9024) The car must be washed every week
9025) اتومبیل باید هر هفته شسته شود.

9026) The car was repaired
9027) اتومبیل تعمیر شد

9028) The car was washed.
9029) اتومبیل شسته شده بود

9030) The cat dreams of mice
9031) شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لف لف خورد گه دانه دانه

9032) The cat shut its eyes while stealing cream
9033) مثل کبک سرش رو زیر برف کرده

9034) the chances are against it
9035) هیچ احتمال ندارد

9036) The children of humanity are each others limbs
9037) بنی آدم اعضای پیکرند

9038) the children’s parents
9039) والدین بچه ها

9040) The chips are down
9041) هوا پسه

9042) the coast is clear
9043) اوضاع رو به راهه ، خبری نیست

9044) The company acted correctly in firing him
9045) شرکت در مورد اخراج او کار درستی را انجام داد

9046) The condition of your life
9047) وضعیت زندگی شما

9048) The cops won’t suspect anything if you play it cool
9049) اگه خونسر باشی پلیس‌ها چیزی بو نمی‌برن.

9050) the country
9051) اگر(the)به همراه کانتری بیایید به معنی خارج از شهر می باشد




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 181،
[ شنبه 23 مهر 1390 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب