تبلیغات
اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی
قالب وبلاگ


اخبار و اطلاعیه های مدیر وبلاگ
سلام دوستان
برای حمایت از وبلاگ خریدهای خودتونو از محصولات وبلاگ انجام بدهید.تشکر
------------------------------------------------------------------------------------------

اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی-گروه s

8401) so long as
8402) تا وقتی که-به شرطی که

8403) so much the worse
8404) دیگر بدتر

8405) So so
8406) ای بد نیستم

8407) so that
8408) بطوریکه

8409) So that I can't stay mad at you
8410) به خاطر همین نمیتونم از دستت عصبانی بشم

8411) so try to creat nice ones
8412) پس سعی کنید افکار خوب خلق کنید

8413) So you think I'm a liar
8414) بنابراین تو فكر میكنی كه من دروغگو ام

8415) So you would like to interview me
8416) پس می خواهی با من گفتگو کنی؟

8417) So, Where Are You From
8418) خب، شما اهل کجایید؟

8419) social security number
8420) کد ملی

8421) soever
8422) هر کس در هر شرائط

8423) Soft egg
8424) تخم مرغ عسلی

8425) Soft-hearted person
8426) نازک دل بودن

8427) solemnities
8428) تشریفات، مراسم مهم

8429) some body
8430) یک نفر-یک کسی

8431) some body else
8432) یک کس دیگر

8433) some books.
8434) تعدادی کتاب

8435) some cold water
8436) مقداری اب خنک

8437) some day
8438) یک روزی

8439) some days ago
8440) چند روز قبل

8441) some degree
8442) با درجات مختلف

8443) some hearts are better left unbroken
8444) بعضی قلبها بهتر است دست نخورده باقی بماند.

8445) Some of the Best Moments in Life
8446) بهترین لحظات زندگی

8447) Some of you
8448) بعضی از شما

8449) Some one
8450) یک نفر دیگه




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی(169)-گروه s،
[ یکشنبه 19 تیر 1390 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی-گروه s

8352) slept
8353) گذشته ی
8354) to sleep خوابیدن

8355) slice
8356) قطعه-تکه

8357) slight build
8358) لاغر اندام

8359) Slow down
8360) آرام كردن – كم كردن

8361) Small minds discuss people
8362) مغزهای کوچک به مردم فکر می کنند

8363) smell a rat
8364) مشکوک بودن ، مظنون بودن

8365) smells fishy
8366) مشكوك به نظر میرسه

8367) smile at
8368) لبخند زدن به

8369) Smiling to himself like the cat stole the camera
8370) مثل اینکه شاخ غول شکسته!!-هنــــر کرده!!

8371) Snake Venom
8372) زهر مار

8373) Snap out of it
8374) تمومش کن، از این حالت بیرون بیا

8375) snares
8376) کلک، نیرنگ، تله، دام

8377) SNOW JOB
8378) بازار گرمی. زبان بازی

8379) Snow – covered
8380) پوشیده از برف

8381) so am i
8382) من هم همینطور

8383) so called
8384) به اصطلاح

8385) So close no matter how far
8386) خیلی نزدیک، اهمیتی ندارد چقدر

8387) so did his brother
8388) برادرش هم همین طور

8389) So far
8390) تا کنون-تا اینجاش

8391) So far anything has gone well
8392) تا اینجا که همه چیز به خیر و خوشی تموم شده.

8393) so I broke his
8394) منهم مال او را شکستم

8395) So I close my eyes and, 'snap', I'm with you
8396) پس چشامو می بندمو "ناگهان" با تو هستم

8397) So I dub the unforgiven
8398) پس تو را نابخشوده می خوانم

8399) so long
8400) خدا حافظی صمیمی




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی(168)-گروه s،
[ شنبه 18 تیر 1390 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی-گروه s

8302) Shut up
8303) ساکت باش

8304) sight behold
8305) گوشه چشمی

8306) Silence means consent
8307) سکوت علامت رضاست.

8308) sily
8309) احمقانه

8310) simply
8311) فقط

8312) simply nothing more to give
8313) چیز دیگه ای برام باقی نمونده که به راحتی ببخشم

8314) since
8315) چون که-زیرا که-از انجایی که-از

8316) since I had arrived.
8317) از وقتی که من رسیده بودم

8318) since I had failed.
8319) از وقتی که رفوذه شده بودم

8320) since last week
8321) از هفته ی پیش تا حالا

8322) since then/ever since
8323) از اون موقع تا حالا

8324) Since when
8325) از کی تا حالا؟!

8326) since yesterday
8327) از دیروز تا حالا

8328) sincere
8329) مخلص

8330) sincerely
8331) sincerely

8332) Single-handed
8333) دست تنها

8334) Sink your teeth into liver a little bit
8335) یک کمی دندون رو جیگر بذار

8336) Sinks in the mire
8337) مثل خر تو گل گیر کرده

8338) sisterly
8339) خواهرانه

8340) Sit on the fence
8341) بی طرف ماند

8342) sitting duck
8343) لقمه ی راحت ، بی دفاع ، آسیب پذیر

8344) SITTING PRETTY
8345) در بهترین شرایط قرار داشتن

8346) size
8347) اندازه

8348) SKELETON IN ONE'S CLOSET
8349) راز شرم آور نقطه ضعف

8350) skid row
8351) محله درپیت




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
[ جمعه 17 تیر 1390 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی-گروه s

8253) Shocked
8254) شوكه

8255) Shocking
8256) شوكه كننده

8257) shook
8258) گذشته ی
8259) to shake تکان دادن

8260) shoot from the hip
8261) نسنجیده حرف زدن ، نسنجیده عمل کردن

8262) shoot of one's mouth
8263) لاف زدن

8264) Shoot off one's mouth
8265) لاف زدن-غلو کردن

8266) shoot the breeze
8267) اختلاط کردن ، گپ زدن

8268) Short and sweet
8269) مختصر و مفید

8270) Short reckoning make long friend
8271) آدم خوش حساب شریک مال مردمه.

8272) short reckoning makes long friendes
8273) حساب حسابه کاکا برادر

8274) shot
8275) گذشته ی
8276) to shoot شلیک کردن

8277) SHOT IN THE ARM
8278) دلگرمی. محرك. مشوق

8279) should he study tonight ?
8280) آیا او باید امشب مطالعه كند؟

8281) Should I see him.
8282) اگر اون رو ببینم-احتمالی

8283) .Shoulder the responsibility
8284) به گردن گرفتن مسئولیت

8285) Show him in
8286) راهنمایی کنید تشریف بیاورند تو.

8287) Show me the vaccination record of youe child
8288) جدول واكسیناسیون فرزندتان را به من بدهید.

8289) show off
8290) خودنمایی کردن

8291) show one’s teeth
8292) دندان نمودن (عصبانی شدن)

8293) show up
8294) پیدا شدن

8295) Showing no emotion
8296) ولی هیچ احساسی نشون ندادیم

8297) shut
8298) گذشته ی
8299) to shut بستن

8300) Shut the door please
8301) در رو ببندید لطفا




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی(166)-گروه s،
[ پنجشنبه 16 تیر 1390 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی-گروه s

8202) She was absent yesterday.
8203) او دیروز غایب بود

8204) She was born on the wrong side of the bed
8205) حرام زاده

8206) She was not at the party.
8207) او در مهمانی نبود

8208) she was offended
8209) اون رنجیده خاطر شد

8210) She was stopped at customs and questioned
8211) او را در گمرک متوقف کردند و سوالاتی از او کردند

8212) She went ballistic
8213) اون از کوره در رفت

8214) she will never realiz this wish
8215) آرزو بر دلش می ماند.

8216) She winked at me
8217) بهم چشمک زد

8218) she won't give you any more money, and that's for sure
8219) قطعی است که دیگر به تو پول نخواهد داد

8220) She'll cost the company money in maternity benefits
8221) او پول شرکت رو برای منافع مادری خرج خواهد کرد

8222) She'll get pregnant and leave
8223) او حامله شده و اداره را ترک خواهد کرد

8224) she's a teacher.
8225) او یك معلم است

8226) She's an airhead
8227) دیوونه

8228) She's going to have a baby
8229) اون قرار است یک بچه به دنیا بیاورد

8230) She's lived
8231) اون زندگی کرده

8232) She's not all that
8233) اون طورا هم که فکر می کنی نیست

8234) she's the woman with glasses.
8235) او همان خانمی است كه عینك زده است

8236) She`s a liar liar
8237) یه روده راست تو شکمش پیدا نمیشه

8238) sheep
8239) گوسفند(ها)

8240) Shelf
8241) طبقه – لایه

8242) shelves
8243) قفسه ها

8244) She’d better consult a doctor
8245) بهتره با یک دکتر مشورت کنه

8246) Shine on
8247) می‌درخشیم

8248) Shirk
8249) شانه خالی کردن - از زیر کار در رفتن

8250) shit
8251) موضوعی که کسی برایش اهمیت نمی دهد-اصطلاحی که در این مورد اهمیت ندادن به کار می
8252) رود




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی(165)-گروه s،
[ چهارشنبه 15 تیر 1390 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی-گروه s

8152) She is very particular
8153) درباره سر و وضعش خیلی مقید است

8154) she is very touchy
8155) خیلی زود رنج است

8156) She is watching the TV
8157) اون داره تلویزیون تماشا می کند

8158) She is weak and skinny
8159) او لاغر مردنیه.

8160) She is working hard so that she can earn money.
8161) او سخت كار می كند برای آنكه بتواند پول به دست آورد

8162) She isn’t old enough to go to school yet.
8163) او هنوز به حد كافی بزرگ نشده كه به مدرسه برود

8164) She knows whom I met yesterday
8165) او می داند من دیروز چه كسی را ملاقات كردم

8166) She looked the other way
8167) روش رو برگردوند به طرف دیگر

8168) She looks younger than my mother
8169) از مادرم جوانتر به نظر می رسد

8170) She may have been sick.
8171) ممكن است مریض بوده باشد

8172) She must go to school today.
8173) او باید امروز به مدرسه برود

8174) she must suffer in silence
8175) باید سوخت و ساخت

8176) she never keeps her word
8177) او هرگز به قولش عمل نمی کند.

8178) She own me something
8179) طلب کار بودن - پس دادن چیزی

8180) She said, 'It is raining.'
8181) اون گفت داره باران می اید

8182) she shall not live to see her wish fulfilled
8183) این ارزو رو به گور خواهد برد

8184) She shot an angry look at him
8185) یک چشم غره ای به او رفت !

8186) She should stay in bed.
8187) او باید در رختخواب بماند

8188) She still has two and a half swallows left
8189) هنوز دوقورت و نیمش باقیه

8190) She stood me up
8191) مارو (اینجا ) کاشت.

8192) She takes after her mother
8193) او به مادرش رفته است.

8194) She takes after his father
8195) اون به پدرش رفته

8196) She turned him down
8197) جواب رد به تقاضای ازدواج دادن

8198) She walks to school everymorning.
8199) او هر صبح تا مدرسه راه می رود

8200) She was a beauty in her day
8201) زمانی یه تیکه ای بود.




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی(164)-گروه s،
[ سه شنبه 14 تیر 1390 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی-گروه s

8102) She has had several operations up to now
8103) تا کنون چندین عمل جراحی داشته است

8104) she has not written the letters.
8105) او نامه ها را ننوشته است

8106) She has very nice body
8107) اون هیکل خوش تیپی داره

8108) She hits one handed
8109) یک دستی می زنه

8110) She is a ball of fire
8111) آتش پاره‌ای است

8112) She is a perfect lady
8113) خانم به تمام معنی است

8114) she is a tall girl
8115) او دختر قد بلندی است

8116) She is always late
8117) او همیشه دیر می كند

8118) she is an old maid
8119) ختر) ترشیده است

8120) She is doing her homworks now
8121) او حالا در حال انجام دادن تكالیفش است

8122) She is experienced enough to get this job.
8123) او به حد كافی با تجربه هست كه این شغل را بگیرد

8124) she is going off me
8125) از من بدش میاد.

8126) She is going to write a letter tomorrow.
8127) او قصد دارد فردا یك نامه بنویسید

8128) She is gone for a walk
8129) رفته قدم بزنه.

8130) She is not my type
8131) هم تیپ من نیست

8132) She is on the knife
8133) کسی که همیشه نگرانه

8134) she is second to none
8135) دومی نداره...آخرشه

8136) she is short in temper
8137) او آدم کم حوصله و تند خویی است

8138) She is sick today
8139) او امروز بیمار است

8140) She is such a show-off person
8141) دختر متظاهریه-آدم متظاهریه

8142) She is the tallest
8143) او قد بلندترین

8144) she is twenty five.
8145) او بیست و پنج سال دارد

8146) She is under the knife
8147) زیر تیغ جراحی رفتن

8148) She is very heavy and colourful
8149) خیلی سنگین رنگینه

8150) She is very loose lady
8151) دختر جلف ( سبک سر)




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
[ دوشنبه 13 تیر 1390 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی-گروه s

8052) Shape up , or ship out
8053) یا خودت رو درست کن یا از اینجا برو بیرون

8054) SHAPE UP OR SHIP OUT
8055) درست رفتار كن یا بزن به چاك

8056) share
8057) سهم-قسمت

8058) shattering blow
8059) لطمه ی سخت

8060) she acts like an ape
8061) مثل سگ رفتار میکنه

8062) She acts with dignity
8063) او عملش با وقار است

8064) she can come home whenever she likes
8065) او هروقت دوست داشته باشد به خانه می آید

8066) She can read English well
8067) او می تواند انگلیسی را خوب بخواند

8068) She can speak English, cant she?
8069) او می تواند انگلیسی صحبت كند،‌مگرنه ؟

8070) She cannot hold a candle to her sister
8071) او انگشت خواهر کوچیکش هم نمیشه.

8072) She criticizes everyone for no reson at all.
8073) بی خود و بی جهت از همه انتقاد می کند

8074) she doesn't live Tehran, does she?
8075) او در تهران زندگی نمی كند، مگرنه؟

8076) She doesn`t lift a finger.
8077) دست به سیاه و سفید نمیزنه

8078) She gave birth
8079) او به دنیا اورد

8080) She goes to school everyday.
8081) او هر روز به مدرسه می رود

8082) She got a divorce
8083) طلاق گرفت

8084) She had to go to school yesterday.
8085) او باید دیروز به مدرسه می رفت

8086) She has
8087) او دارد

8088) She has a face like a doll
8089) صورتش عین عروسکه (خوشکله)

8090) She has a heart feeling toward him
8091) از اون دل پُری دارد

8092) She has been in Iran for two years.
8093) او به مدت دو سال در ایران بوده است

8094) She has chicken pox
8095) اون ابله مرغان داره

8096) she has cleaned the kitchen
8097) او آشپزخانه را تمیز كرده است

8098) She has excellent taste in clothes
8099) سلیقه ش برای لباس عالیه.

8100) She has got her father's nose
8101) بینی او مانند بینی پدرش است.




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی-فارسی(162)-گروه s،
[ یکشنبه 12 تیر 1390 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب