تبلیغات
اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی
قالب وبلاگ


اخبار و اطلاعیه های مدیر وبلاگ
سلام دوستان
برای حمایت از وبلاگ خریدهای خودتونو از محصولات وبلاگ انجام بدهید.تشکر
------------------------------------------------------------------------------------------

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروهL

6351) Let’s break the ice
6352) اجازه بدهید رو در بایستی را كنار بگذاریم

6353) Let’s cast lots
6354) بیایید قرعه بكشیم

6355) Let’s chip in
6356) بیا دنگی دنگی حساب كنیم

6357) Let’s get straight to the point
6358) اجازه بدهید مستقیم برویم سر اصل مطلب

6359) Let’s get to the point straight away
6360) اجازه بدهید مستقیم برویم سر اصل مطلب

6361) Let’s go Dutch
6362) بیا دنگی دنگی حساب كنیم

6363) Let’s go half-&-half
6364) هر كی دنگ خودش رو بده (هر كسی سهم خودش رو بده)

6365) Let’s go halves
6366) هر كی دنگ خودش رو بده

6367) Let’s go shares
6368) دنگ دنگ حساب كنیم

6369) Let’s go to tell him every thing
6370) بیا بریم و همه چی رو بهش بگیم

6371) Let’s hit and go
6372) بزن بریم

6373) Let’s play It by ear.
6374) هر چی بادا باد

6375) level off:
6376) ثابت شدن، کم و زیاد نشدن

6377) life is a road and you are its passengers
6378) زندگی مثل یه جاده است و من و تو مسافران آنیم

6379) life is ours
6380) زندگی مال ماست

6381) life is too short
6382) دنیا دو روز است

6383) Life isn't a basket of roses
6384) همیشه همه چیز بر وفق مراد نیست

6385) Life it seems will fade away
6386) به نظر می رسه زندگی در حال محو شدنه

6387) Light up my homework
6388) تکلیفم رو روشن کن

6389) lightly come ,light go
6390) باد آورده را باد می برد

6391) like
6392) دوست داشتن

6393) Like a bear with a sore head
6394) مثل خرس زخمی

6395) Like a bolt from the blue
6396) مثل اجل معلق

6397) LIKE A BULL IN A CHINA SHOP
6398) بی ملاحظه. بی فكر. بی احتیاط

6399) Like a bull in china shop
6400) مثل گرگ گرسنه

 




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی(128)،
[ جمعه 30 مهر 1389 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروهL

6301) Let me just break it to you
6302) اجازه بدهید رك و رو راست به شما بگویم

6303) let me know
6304) خبر بده

6305) let me set the fire
6306) بذار دعواتون بندازم

6307) let me show you to your room
6308) بگذار اتاقت را نشانت دهم

6309) Let me take your puls
6310) بگذارید نبضتان را بگیرم

6311) Let me take your temperature
6312) بگذارید درجه حرارتان را بگیرم

6313) Let me tell it direct and forward
6314) اجازه بدهید رك و رو راست به شما بگویم

6315) Let me tell it straight forward
6316) اجازه بدهید رك و رو راست به شما بگویم

6317) Let me tell it straight up
6318) اجازه بدهید رك و رو راست به شما بگویم

6319) Let not others mock me and scold
6320) اهل نظر معامله به اشنا کنند

6321) let one's hair down
6322) خودمانی شدن ، از حالت رسمی درآمدن ، راحت بودن

6323) Let sleeping dogs lie
6324) بگذار سگ خفته در خواب بماند (پا روی دم شیر نگذار)

6325) LET THE CAT OUT OF THE BAG
6326) دهن لقی کردن-رازی از دهان كسی پریدن. پته كسی را روی آب انداختن

6327) Let the spleeny dog lies
6328) با دم شیر بازی نکن

6329) Let us learn to cherish them
6330) قدرشون رو بدونیم

6331) Let your hair down
6332) آروم باش

6333) Let's go to the movies, agreed?
6334) موافقی بریم سینما؟

6335) let's have a break
6336) اجازه بده یک استراحتی داشته باشیم

6337) let's hope for the best
6338) نباید بدبین بود

6339) Let's play it by ear.
6340) بزار ببینیم چی میشه بعد تصمیم می گیریم

6341) Let's see
6342) بگذار ببینم

6343) Let's see if I can do it for you.
6344) بزار ببینم می تونم این کار رو بکنم

6345) Let's take five and get some coffee
6346) 5دقیقه دست از كار بكشیم و بریم قهوه بخوریم.

6347) lets go
6348) بیایید برویم

6349) lets make a deal
6350) بیا معامله کنیم




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی(127)،
[ پنجشنبه 29 مهر 1389 ] [ 06:34 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروهL

6252) leave her alone
6253) کاری به کارش نداشته باش

6254) leaves
6255) برگها

6256) left to ourselves
6257) اگر به حال خود باشیم

6258) legboy
6259) پادو

6260) legible
6261) خوانا

6262) legwork
6263) پادویی

6264) length
6265) درازا

6266) lent
6267) گذشته ی
6268) to lend قرض دادن

6269) Lest’s just drop it
6270) بیا دیگه بس کنیم

6271) let alone
6272) بحال خود واگذاردن

6273) Let bygones be bygones
6274) گذشته ها گذشته

6275) Let give bill a dunk in the pool 4
6276) سر کسی را توی آب کردن

6277) Let go of me
6278) دست از سرم بردار

6279) Let him do his worst
6280) بگذار هر غلطی می خواد بکنه.

6281) let him go
6282) بگذارید برود

6283) Let him through
6284) بگذارید بیایید-جا باز کنید که بتواند بیاید

6285) let it go hang
6286) بی خیالش باش

6287) Let me be the lover
6288) بذار معشوقت باشم

6289) Let me be the one
6290) بذار تنها ( یكی ) باشم

6291) Let me call a spade a spade
6292) اجازه بدهید كه ساده و بی‌پرده صحبت كنم

6293) Let me get straight to it
6294) اجازه بدهید بدون مقدمه بروم سر اصل مطلب

6295) Let me get this off my chest
6296) بگذار عقده ی دلم رو برات باز کنم

6297) let me go
6298) بگذار بروم

6299) Let me have your laboratory tests
6300) لطفا جواب آزمایشتان را به من بدهید

 




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی(126)،
[ چهارشنبه 28 مهر 1389 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروهk

6202) Knock on wood
6203) بزنم به تخته

6204) knock the living daylights out of someone
6205) باعث غش كردن كسی شدن

6206) know
6207) دانستن-شناختن

6208) KNOW BY ROPES
6209) سر رشته داشتن. فوت و فن كاری را دانستن. كاركشته بودن

6210) Know more than other
6211) بیشتر از دیگران بدان

6212) knowledge
6213) شناختن-سر در اوردن از چیزی

6214) Knowledge is power
6215) توانا بود هر که دانا بود

6216) ladies first
6217) خانمها مقدمترند-بفرمایید

6218) Lag time
6219) زمان تأخیر

6220) Land a hand
6221) دست یاری دادن

6222) last
6223) طول کشیدن- ادامه یافتن

6224) last week
6225) هفته ی گذشته

6226) last year.
6227) سال قبل

6228) latest deal
6229) اخرین معامله

6230) Latin is a dead language
6231) زبان لاتین یک زبان منسوخ است

6232) Laugh and the world laugh with you
6233) بخند تا دنیا بروت بخنده.

6234) laugh at
6235) خندیدن به

6236) laugh your head off
6237) با صدای بلند خندیدن

6238) laughf your head off
6239) از خنده روده بر شدن

6240) laureate
6241) کسی که جایزه ای مهمی را برنده میشود (مخصوصا جایزه نوبل

6242) LAY ONE'S CARDS ON THE TABLE
6243) رو راست بودن. صادق بودن

6244) lead a dog's life
6245) با فلاکت زندگی کردن ، زندگی رقت بار داشتن ( زندگی سگی داشتن )

6246) lead a double life
6247) دو دوزه بازی كردن

6248) leadership contest
6249) رقابت رهبران سیاسی

6250) leave
6251) ترک کردن-باقی گذاشتن




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی(125)،
[ سه شنبه 27 مهر 1389 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه i

6152) Keep the wolf from the door
6153) گلیم خود رو از آب كشیدن

6154) Keep up the good work
6155) به کاری که میکنی ادامه بده

6156) keep your distance from hand phone chargers
6157) از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری كنید.

6158) Keep your fingures crossed
6159) امیدوار بودن

6160) keep your head
6161) دست وپایت راگم نکن

6162) keep your mind on your own bisuness
6163) حواست به كار خودت باشه

6164) KEEP YOUR SHIRT ON
6165) جوش نزن. عجله نكن. دقیقه صبر كن. یه

6166) keeping
6167) نگهداری

6168) keeps
6169) نگه می دارد

6170) Keeps close tabs on
6171) نظارت داشتن

6172) kept
6173) نگه داشت

6174) Kept your chin up
6175) اخمات و باز کن

6176) kick the bucket
6177) غزل خداحافظی را خواندن ، مردن

6178) kill two bird with one stone
6179) با یه تیر دو نشون زدن

6180) Killed the cat by the honeymoon suite
6181) گربه رو دم حجله کشت

6182) Killing time
6183) وقت كشی

6184) Kind deeds never die
6185) کار خوب گم نمی شه.

6186) kind of expensive
6187) تا اندازه ای گران، نسبتا گران

6188) kingly
6189) شاهانه

6190) Kings in the marketplace rarely strolled
6191) شاهان کم التفات به حال گدا کنند

6192) KIVK IN THE PANTS
6193) ترغیب. تشویق

6194) knives
6195) چاقوها

6196) knock at the door
6197) در را زدن

6198) Knock it off
6199) بس است-بسه

6200) Knock it off you two
6201) شما دو بس کنید




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی(124)،
[ یکشنبه 25 مهر 1389 ] [ 05:06 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
داستانهای انگلیسی برای آموزش زبان انگلیسی البته با ترجمه فارسی

The two brothers

This is a story about two brothers named James and Henry. One was a very good boy. His name was James. He always made his mother very happy. His clothes were always clean. And he always washed his hands before he ate his dinner.
این داستانی درباره‌ی دو برادر به نام‌های جیمز و هنری است. یكی از آن‌ها پسر خیلی خوبی بود. نامش جیمز بود. او همیشه مادرش را خوشحال می‌كرد. لباس‌هایش همیشه تمیز بودند. و همیشه قبل از غذا دست‌هایش را می‌شست.


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: داستانهای انگلیسی با ترجمه فارسی(5)،
[ یکشنبه 11 مهر 1389 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب