تبلیغات
اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی
قالب وبلاگ


اخبار و اطلاعیه های مدیر وبلاگ
سلام دوستان
برای حمایت از وبلاگ خریدهای خودتونو از محصولات وبلاگ انجام بدهید.تشکر
------------------------------------------------------------------------------------------

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه m

6901) My heart bleeds for you
6902) جگرم برات کباب میشه

6903) My house is in an absolute mass
6904) واقعا خانه ام شلوغ است

6905) My incision is oozing pus
6906) زخم محل عملم (برش) ترشحات چركی دارد.

6907) My incision is swollen
6908) زخم محل عملم (برش) متورم است.

6909) My job is done
6910) کارم تمومه

6911) my job is on the line
6912) شغلم در خطر است .

6913) My leg has gone to sleep
6914) پام خواب رفته.

6915) My leg has sprained
6916) پایم رگ به رگ شده است.

6917) My life has taken a 180 degree turn for the better
6918) زندگی من 180درجه بهتر شده است

6919) My lips are sealed
6920) دهانم خیلی محکمه.

6921) My memory fails me
6922) حافظه ام یاری نمی کند

6923) My memory keeps wondering
6924) حواس من دائما پرت می شود

6925) My mind got distracted for a second
6926) یک لحظه حواسم پرت شد

6927) my mom bagged on me for coming home late last night
6928) دیشب مادرم بخاطر این که دیر اومدم خونه بهم توپید

6929) My mother makes me go bed early every firday.
6930) مادر من مرا وادار می كند كه هر جمعه زود به رختخواب بروم

6931) my new green book.
6932) کتاب سبز جدیدم

6933) My new sleeve, eat rice
6934) آستین نو بخور پلو

6935) my old friends
6936) دوستان قدیمی من

6937) My patience is running out
6938) صبرم داره تموم میشه

6939) My room is cleaned every Friday.
6940) اتاق من هر جمعه تمیز می شود

6941) my shoes pinch
6942) کفش پاهام را می زند..

6943) My skin is itching
6944) تنم خارش دارد.

6945) My soul reached my lips
6946) جونم به لبم رسید

6947) My stomach became a kabob
6948) دلم کباب شد

6949) My stomach burned for her
6950) دلم براش سوخت




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی(139)،
[ دوشنبه 6 دی 1389 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه m

6851) My blood will be on your head
6852) خون من به گردن شما

6853) My brother lets me work with his computer.
6854) برادرم به من اجازه می دهد كه با كامپیوترش كار كنم

6855) My car
6856) اتومبیل من

6857) my car broke down
6858) ماشینم خراب شد

6859) My criticism hurt his feelings
6860) انتقاد من اون رو ازده کرد

6861) My daddy is becoming increasingly cranky
6862) پدرم به شدت بد اخلاق شده

6863) My daddy is getting fastidious
6864) پدرم داره سخت گیر می شه

6865) My daddy is good but is short tempered
6866) پدرم خوبه ولی زود از کوره در میره

6867) My daddy is great
6868) پدرم فوق العاده است

6869) My daddy is not in line with the current times
6870) این مواقع پدرم با من سازگار نیست

6871) My daddy knows everybody
6872) پدرم همه چیزو رو می دونه

6873) My daddy was very nice to me when I was young
6874) وقتی که نو جوان بودم پدرم با من خیلی خوب بود

6875) My dress caught on a nail
6876) لباسم به میخ گرفت.

6877) My ears are buzzing
6878) توی گوشام صدا می كنه

6879) my family's honor is at stake.
6880) ابروی خانواده ام در خطر است

6881) My father always led a very active life
6882) پدرم همیشه زندگی پرتکاپویی داشت

6883) My father came out
6884) پدرم در آمد

6885) my foot is twisted
6886) پام پیچ خورده

6887) my friend
6888) دوست من

6889) my hand is swollen
6890) دستم ورم کرده

6891) my handicapped child
6892) بچه ی معلولم

6893) My hands and feet are swollen
6894) دستها و پاهایم ورم کرده اند

6895) My head is burning hot
6896) سرم داره سوت می کشه.

6897) My head is going round
6898) سرم گیج می ره.

6899) My head whistled
6900) سرم سوت کشید




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی(138)،
[ یکشنبه 5 دی 1389 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه m

6801) Money isn't everything
6802) همه چیز پول نیست

6803) Money makes money
6804) پول ، پول میاره.

6805) Money means nothing to him
6806) مثل ریگ رودخونه پول خرج می کنه.

6807) MONEY TALKS
6808) پول رو رو می زنه رو سنگ بذاری سنگ آب میشه! پول حلال مشكلاته

6809) Money talks bullshit walks
6810) پول تو كار می‌كنه تو كه كاره‌ای نیستی! (بیخودی سگدو میزنی)

6811) monkey business
6812) رفتار بد یا بدون صداقت-خر کاری

6813) moody person
6814) آدم دمدمی مزاج

6815) moot point
6816) مورد اختلاف

6817) Morale
6818) روحیه

6819) more beautiful
6820) قشنگ تر

6821) More catholic than pope
6822) کاسه داغ تر از اش

6823) more interesting than
6824) بیشتر جذاب تر از

6825) more power to you
6826) احسنت بر تو

6827) mortification
6828) خفت بار، شرمندگی

6829) Most earthquakes are so weak that they cause almost no damage.
6830) بیشتر زلزله ها آنقدر ضعیف هستند كه تقریباً هیچ آسیبی را سبب نمی شوند

6831) most expensive present
6832) گرانترین هدیه

6833) most interesting present
6834) زیباترین هدیه

6835) motherly
6836) مادرانه

6837) move heaven and earth
6838) خود را به اب و اتش زدن

6839) Much travel is needed to ripen a man's rawness
6840) بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.

6841) Murder will out
6842) ماه زیر ابر پنهان نمی ماند

6843) Must everything you do make me wanna smile
6844) بیشتر کارهایی که میکنی منو شاد می کنه

6845) Must I have the operation right away
6846) آیا باید همین الان عمل بشوم.

6847) mustn’t we?
6848) مگه نه؟

6849) My ankle is badly sprained
6850) قوزک پایم بدجوری رگ به رگ شد




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی(137)،
[ شنبه 4 دی 1389 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه m

6751) mind
6752) اهمیت دادن

6753) MIND ONE'S P'S AND Q'S
6754) مواظب رفتار و زبان خود بودن. مودب بودن

6755) Mind the door
6756) مواظب در باشید

6757) Mind your business
6758) به کار خودت برس

6759) Mind your language
6760) مواظب حرف زدنت باش

6761) Mind your own business
6762) سرت تو لاک خودت باشه

6763) mine
6764) مال من-معدن

6765) mirror
6766) اینه

6767) Misfortune tells us what the fortune is
6768) قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.

6769) miss
6770) از دست دادن-نرسیدن-دلتنگ شدن

6771) miss out on
6772) از دست دادن فرصت

6773) miss something by a mile
6774) یک کیلومتر آن طرف تر از هدف زدن

6775) miss the boat
6776) از دست دادن فرصت

6777) miss the point
6778) نگرفتن موضوع

6779) Missing one inside of me
6780) کسی رو در خودم گم کردم

6781) Mix well with each other
6782) مثل یک روح در دو جسم

6783) Money cares all ills
6784) پول حلال همه ی مشکلاتست.

6785) money does not grow on trees
6786) پول علف خرس نیست

6787) Money doesn't grow on trees
6788) پول كه علف خرس نیست

6789) Money doesn’t bring luck,
6790) پول خوشبختی نمی اورد

6791) Money finds money
6792) پول میره رو پول.

6793) Money goes nowhere nowadays,
6794) این روزها پول به جایی نمی رسه

6795) Money is burning around his pocket
6796) پولش داره از كیسش می‌ره

6797) Money is no object
6798) پول مساله ای نیست.

6799) Money is not the bear’s grass
6800) پول علف خرس نیست




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی(136)،
[ جمعه 3 دی 1389 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه m

6701) May your head not hurt
6702) سرت درد نکنه

6703) maybe
6704) شاید-ممکنه

6705) maybe it will take away our sin
6706) شاید گناهان‌مان را از میان بردارد

6707) maybe it's for the best
6708) شاید این (برای او) بهترین راه باشد

6709) Maybe it’s an omen
6710) شاید آن نشانه ای باشد

6711) Me either
6712) من هم همینطور

6713) Mean depth
6714) بارش متوسط سالانه

6715) Mean velocity
6716) سرعت متوسط

6717) means
6718) ابزار – وسایل-روش، متد

6719) meant
6720) گذشته ی
6721) to mean معنی دادن

6722) meat head
6723) کله پوک

6724) mechanical pencil
6725) مداد فشاری

6726) Meet maker
6727) مردن

6728) Meeting
6729) قرار ملاقات

6730) melee
6731) شورش-غوغا

6732) Memories take me away
6733) خاطرات منو با خودشون می برن

6734) men's clothes
6735) لباس های مردانه

6736) mention
6737) یاد اوری کردن

6738) merry-go-round
6739) چرخ و فلک

6740) mess
6741) شلوغ-بهم ریخته

6742) met
6743) گذشته ی
6744) to meet ملاقات کردن

6745) metaphysical
6746) ما وراء طبیعت، فوق حس های طبیعی

6747) Might
6748) ممکن بودن

6749) military alliance
6750) ائتلاف نظامی-در بعضی جمله ها این معنی رو می دهد




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی(135)،
[ پنجشنبه 2 دی 1389 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه m

6651) marker
6652) ماژیك وایت برد

6653) marriage of convenience
6654) ازدواج مصلحتی

6655) Mary goes out for wool and came home shorn
6656) شد غلامی که آبجوی ارد آب جو آمد و غلام بـبــرد

6657) Mary was invited to the party.
6658) مری به مهمانی دعوت شد

6659) Massacre
6660) قتل عام کردن _ سلاخی کردن

6661) master of non
6662) هیچ کاره

6663) match
6664) مسابقه-کبریت

6665) Matriarch
6666) زن سالاری

6667) may
6668) ممکن بودن

6669) May God never subtract you from brotherhood
6670) خدا از برادری کمت نکنه

6671) May I be sacrificed for you
6672) قربونت برم

6673) May I borrow your pen please?
6674) آیا می توانم مدادتان را قرض بگیرم لطفاً ؟

6675) May I escort you home
6676) اجازه می دید تا خونه باهات بیام؟

6677) may i have a word with you
6678) می شه دو کلمه با تو حرف بزنم.

6679) May I help you?
6680) می توانم كمكتان كنم ؟

6681) may I leave
6682) ممكن است ترك كنم.

6683) May I make a suggestion?
6684) می تونم پیشنهادی کنم؟

6685) may i make a telephone call
6686) ممکن است یک تلفن بزنم؟

6687) may i see your death
6688) مرده شور ببرنت

6689) May I speak to
6690) می توانم صحبت کنم با..

6691) May I use your car ?
6692) می توانم از اتومبیل شما استفاده كنم ؟

6693) May my cure come from the invisible fold
6694) باشد که از خزانه غیبش دوا کنند

6695) May they take away your ‘dead washer
6696) مرده شورتو ببرن

6697) May your eyes be bright
6698) چشمتون روشن

6699) May your hand not hurt
6700) دستت دردنکنه




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی(134)،
[ چهارشنبه 1 دی 1389 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب