تبلیغات
اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی
قالب وبلاگ


اخبار و اطلاعیه های مدیر وبلاگ
سلام دوستان
برای حمایت از وبلاگ خریدهای خودتونو از محصولات وبلاگ انجام بدهید.تشکر
------------------------------------------------------------------------------------------

اصطلاحات زبان انگلیسی با ترجه فارسی-گروه d

2101) Different horses for different courses
2102) هر كسی را بهر كاری ساخته اند

2103) Diffusion Equation
2104) معادله پخشودگی

2105) dig your own grave
2106) گور خود را کندن

2107) Digital Elevation Models
2108) مدل رقومی ارتفاع

2109) Diligence is the mother of good luck
2110) پشتکار مادر خوش شانسی است

2111) Direct runoff
2112) روان اب مستقیم

2113) Direct Runoff Hydrograph
2114) هیدروگراف روان اب مستقیم

2115) Dirt on your head
2116) خاک برسرت


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
[ شنبه 9 خرداد 1388 ] [ 10:01 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات زبان انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه d

2051) deployed
2052) مستقر شدند

2053) Depression storage
2054) ذخیره چالابی

2055) Deprived of all his thoughts
2056) از تفکراتش بی بهره می ماند

2057) depth
2058) عمق

2059) derelict
2060) متروکه، رها شده

2061) deserter
2062) سرباز فراری

2063) Design flood
2064) سیل طرح


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
[ شنبه 9 خرداد 1388 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات زبان انگلیسی با ترجه فارسی-گروه d

2001) day in day out
2002) روزهای متمادی

2003) day-to-day life
2004) زندگی روزانه

2005) Daylight robbery
2006) دزدی روز روشن

2007) Days have passed
2008) روزها گذشته است

2009) dead or alive
2010) زنده یا مرده

2011) deadly
2012) مرگبار

2013) deal with questions.
2014) پاسخ گویی به هر سوال

2015) Death greets me warm
2016) مرگ من رو به آغوش گرمش می خونه


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
[ شنبه 9 خرداد 1388 ] [ 08:30 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه c

1952) crowded
1953) شلوغ

1954) cry wolf
1955) چوپان دروغگو

1956) Cry your heart out
1957) خودت و خالی کن

1958) Cryptic
1959) مرموز

1960) Curiosity killed the cat
1961) فضول رو بردند جهنم ، گفت هیزمش تره.

1962) Current meter
1963) سرعت سنج- مولینه

1964) Customs
1965) گمرک


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
[ شنبه 9 خرداد 1388 ] [ 06:30 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه c

1902) Could you let me off
1903) ممکن است من را پیاده کنید؟

1904) Could you let me off?
1905) ممکن است من رو پیاده کنید؟

1906) Could you please put my valuables into a locked safe
1907) آیا میتوانید اشیاء قیمتی من را در محل امنی قرار دهید؟

1908) Could you speak English last year?
1909) آیا شما پارسال می توانستید انگلیسی صحبت كنید؟

1910) Could you voice your views on that?
1911) ممکن است نظر خود را در این باره بیان کنید؟

1912) couldn't be much more from the heart
1913) از قلبهایمان که نمی تواند نزدیکتر باشد

1914) couldn't believe it
1915) اصلا باورم نمیشه


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
[ شنبه 9 خرداد 1388 ] [ 04:30 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه c


1852) considerable
1853) چشمگیر -قابل ملاحظه

1854) Consist of
1855) تشكیل شده از – شامل

1856) Conversation makes one what he is
1857) تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.

1858) Convolution integral
1859) انتگرال پیچشی

1860) COOK ONE'S GOOSE
1861) كار كسی را خراب كردن

1862) cool it
1863) جوش نزن-ارام بگیر

1864) cool one's heels
1865) زیاد منتظر شدن ، زیاد معطل کردن


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
[ شنبه 9 خرداد 1388 ] [ 02:30 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه c

1800) Come off your perch
1801) پیاده شو با هم بریم

1802) Come rain or come shine
1803) چه بارانی باشه، چه آفتابی

1804) Come short
1805) کوتاه بیا

1806) Come spring
1807) بهار آینده

1808) Come what may
1809) هر چه بادا باد-بی خیالش

1810) come what will
1811) هرچه بادا باد

1812) Come with me
1813) با من بیا

1814) Come, show yourself in the tavern
1815) بگذر به کوی میکده تا زمره حضور


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
[ شنبه 9 خرداد 1388 ] [ 10:30 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه c


1752) cleared of all charges
1753) تبرئه شدن

1754) Clerk
1755) كارمند

1756) Climate is the average of a regions weather over a period of time.
1757) آب و هوا یعنی میانگین هوای یك منطقه در طی یك دوره زمان.

1758) clone
1759) شبیه سازی

1760) close contest
1761) رقابت تنگاتنگ

1762) Close your eyes to something
1763) چشم پوشی کردن

1764) clothes do not make the man
1765) تن آدمی شریف است به جان آدمیت .....نه همان لباس زیباست نشان آدمیت


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
[ جمعه 8 خرداد 1388 ] [ 10:01 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب