تبلیغات
اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی
قالب وبلاگ





اخبار و اطلاعیه های مدیر وبلاگ
سلام دوستان
از فردا 22 آذر سری آخر و پایانی مطالب انگلیسی را براتون میگذارم.
------------------------------------------------------------------------------------------

a. When Roy abandoned his family , the police went looking

for him.

b. The soldier could not abandon his friends who were hurt in

battle.

c. Because Rose was poor , she had to abandon her idea of

going to college.

الف ) وقتی (( ری )) خانواده اش را ترک کرد ، پلیس به جستجویش پرداخت.

ب )  سرباز نتوانست دوستانش را که در جنگ آسیب دیده بودند ، ترک کند.

ج ) چون (( رز )) فقیر بود ، مجبور بود فکر رفتن به دانشگاه را کنار بگذارد.

 

a. The butcher's keen knife cut through the meat.

b. My dog has a keen sense of smell.

c. Bill's keen mind pleased all his teachers.

الف ) چاقوی تیز قصاب داخل گوشت شد.

ب ) سگ من حس بویایی قوی دارد.

ج ) ذهن مشتاق  (( بیل ))  تمام معلمانش را خشنود کرد.

 

 

a. A detective was hired by the jealous widow to find the

boyfriend who had abandoned her.

b. Although my neighbor just bought a new car , i am not

jealous of him.

c. being jealous , mona would not let her husband  dance with

any of the cheerleaders.

الف ) بیوه زن حسود ، کارآگاهی را استخدام کرد تا دوستش را که او را ترک کرده بود

، پیدا کند.

ب ) با اینکه همسایه ام به تازگی اتومبیل جدیدی خریده است ، به او حسادت نمی کنم.

ج ) چون (( مونا )) حسود بود ، اجازه نمی داد شوهرش با هیچ یک از معرکه گیرها

برقصد.

 

 

a. My aunt never hurts anyone's feelings because she always

uses tact.

b. By the use of tact , janet was able to clam her jealous

hasband.

c. Your friens will admire you if you use tact and

thoughtfulness.

الف ) خاله ام هرگز احساسات کسی را جریحه دار نمیکند ، چون همیشه تدبیر به کار

می برد.

ب ) (( ژانت )) توانست با استفاده از تدبیر ، شوهر حسودش را آرام کند .

ج ) اگر تدبیر و تفکر بکار ببرید ، دوستانتان شما را تحسین می کنند.

 

 

a. The president will take the oath of office tomorrow

b. In court the witness took an oath that he would tell the whole

truth

c. When Terry discovered that he had been abandoned, he let

out an angry oath

فردا رئیس جمهور سوگند ریاست جمهوری خواهد خورد.

شاهد در دادگاه سوگند یاد کرد که تمام حقایق را بگوید.

وقتی "تری" فهمید که او را ترک کرده اند، از روی عصبانیت ناسزا گفت.

 


a. Someone is planning to build a house on that vacant lot.

b.I put my coat on the  vacant seat.

c.When the landlord broke in , he found that apartment vacant.

الف ) شخصی قصد دارد روی آن تکه زمین خالی یک خانه بسازد.

ب ) کتم را روی آن صندلی خالی گذاشتم.

ج ) وقتی صاحب خانه با شکستن در وارد شد ، آپارتمان را خالی یافت.

 

 


a. The fighter had to face many hardships before he became

champion

b. Abe Lincoln was able to overcome one hardship after

another

c. On account of hardship, Bert was let out of the army to take

care of his sick mother

جنگجو پیش از آنکه قهرمان شود، مجبور بود با سختی های زیادی روبرو شود.

"ابی لینکلن" قادر بود بر مشکلات یکی پس از دیگری فائق آید.

"برت" بدلیل مشکلاتش اجازه یافت ارتش را ترک کند تا از مادر بیمارش مراقبت

نماید.

 

 

a. The pilot swore a gallant oath to save his buddy

b. Many gallant knights entered the contest to win the princess

c. Ed is so gallant that he always gives up his subway seat to a

woman

خلبان دلیرانه سوگند یاد کرد تا دوستش را نجات دهد.

شوالیه های شجاع زیادی برای رسیدن به شاهزاده وارد رقابت شدند.

"اِد" بقدری نسبت به زنان مبادی آداب است که همیشه جای خود را در مترو به یک

خانم میدهد.

 


a. The data about the bank robbery were given to the F.B.I

b. After studying the data, we were able to finish our report

c. Unless you are given all the data, you can not do the math

problem

اطلاعات مربوط به سرقت از بانک به اف.بی.آی(= اداره پلیس فدرال آمریکا) داده

شد.

ما پس از بررسی اطلاعات، توانستیم گزارشمان را تمام کنیم.

اگر همه ی اطلاعات به شما داده نشود، نمی توانید آن مسئله ی ریاضی را حل کنید.

 

 

a. coming from Alaska, Claud was unaccustomed to Florida's

heat

b. The king was unaccustomed to having people disobey him

c. Unaccustomed as he was to exercise, Vic quickly became

tired

چون "کلاود" اهل آلاسکا بود، به گرمای فلوریدا عادت نداشت.

پادشاه به داشتن مردمی که از او اطاعت نکنند، عادت نداشت.

چون "ویک" به نرمش عادت نداشت، سریع خسته شد.

 

 

a. My brother took an oath to remain a bachelor

b. In the movie, the married man was mistaken for a bachelor

c. Before the wedding, all his bachelor friends had a party

برادرم قسم خورد که مجرّد باقی بماند.

در فیلم مرد متاهل با مردی مجرد اشتباه گرفته شد.

پیش از مراسم عروسی، تمام دوستان مجردش یک مهمانی برگزار کردند.

 

 

a. I am trying to qualify for the job which is now vacant

b.Since Pauline can't carry a tune, she is sure that she will

never qualify for the Girls Chorus

c.You have to be over 5'5"to qualify as a policeman

در تلاشم برای شغلی که اکنون بی متصدی است، واجد شرایط شوم.

چون پولین نمی تواند آهنگی را به خاطر بسپارد، مطمئن است که هرگز برای گروه کُر

دختران واجد شرایط نمی شود.

در شهر ما برای اینکه به عنوان یک پلیس واجد شرایط شوید، قدتان باید بلندتر از پنج

فوت و پنج اینچ باشد.

 

 

a- When given all the data on the corpse, Columbo was able

to solve the murder

b- The corpse was laid to rest in the vacant coffin

c- An oath of revenge was sworn over the corpse by his

relatives

زمانی که تمام اطلاعات در مورد جسد در اختیار کلمبو قرار گرفت، توانست معمای

قتل را حل کند.

جنازه برای خاکسپاری، در تابوت خالی قرار گرفت.

خویشاوندانش بالای سر جسدش سوگند انتقام خوردند.

 


a.Tris could not conceal his love for Gloria

b.Count Dracula concealed the corpse in his castle

c.The money was so cleverly concealed that we were forced

to abandon our search for it

تریس نتوانست عشقش را نسبت به گلوریا پنهان کند.

کنت دراکولا جسد را در قلعه اش مخفی نمود.

پول چنان با زیرکی پنهان شده بود که مجبور شدیم از جستجویمان دست بکشیم.

 

 

a. When the weather is so dismal, I sometimes stay in bed all

day

b. I am unaccustomed to this dismal climate

c. As the dismal reports of the election came in, the senator's

friends tactfully made no mention of them

بعضی اوقات، وقتی هوا خیلی گرفته باشد، تمام روز را در رختخواب میمانم.

من به این آب و هوای گرفته و غم انگیز عادت ندارم.

هنگامی که گزارشات بسیار بدِ انتخابات در اختیارشان قرار گرفت، دوستان سناتور

مدبرانه اشاره ای به آن نکردند.

 

 


a. It was a great hardship for the men to live through the frigid

winter at Valley Forge

b.The jealous bachelor was treated in a frigid manner by his

girl friend

c. Inside the butcher's freezer the temperature was frigid

زندگی برای افراد در دره فورج در طول زمستان سرد، بسیار سخت بود.

مرد مجرد حسود از سوی دوست دخترش با رفتار سردی روبرو شد.

دمای درون فریزر قصابی بسیار سرد بود.

 

 

a. Eskimos inhabit the frigid part of Alaska

b. Because Sidney qualified, he was allowed to inhabit the

vacant apartment

c. Many crimes are committed each year against those who

inhabit the slum area of our city

اسکیموها در منطقه بسیار سرد آلاسکا ساکن هستند.

از آنجا که سیدنی واجد شرایط بود، اجازه یافت تا در آپارتمان خالی اقامت گزیند.

هر سال جرائم بسیاری بر ضد کسانی که در نواحی فقیرنشین شهرمان سکونت دارند،

انجام میگیرد.

 

 

a. My fingers quickly became numb in the frigid room

b. A numb feeling came over Mr. Massey as he read the

telegram

c.When the nurse stuck a pin in my numb leg, I felt nothing

انگشتانم در آن اتاق بسیار سرد، به سرعت کرخت شدند.

هنگامی که آقای ماسی تلگرام را خواند، احساس کرختی کرد.

هنگامی که پرستار سوزنی را در پای بی حسم فرو کرد، چیزی حس نکردم.

 


a. The hunter was abandoned by the natives when he

described the peril which lay ahead of them

b. There is great peril in trying to climb the mountain

c. Our library is filled with stories of perilous adventures

وقتی شکارچی خطری را که پیش رویشان قرار داشت برای بومیان شرح داد، آنها

ترکش کردند.

خطر بزرگی در تلاش برای بالا رفتن از کوه وجود دارد.

کتابخانه ما مملو از داستان های ماجراهای مخاطره آمیز است.

 

 

a. Richard likes to recline in front of the television set

b. After reclining on her right arm for an hour, Maxine found

that it had became numb

c. My dog's greatest pleasure is to recline by the warm

fireplace

ریچارد دوست دارد جلوی تلویزیون دراز بکشد.

ماستین پس از یک ساعت تکیه کردن بر روی بازوی راستش متوجه شد بازویش بی

حس شده بود.

بزرگترین تفریح سگم، لم دادن کنار شومینه گرم است.




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: جملات انگلیسی با ترجمه فارسی سری اول،
[ چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

Google


در كل اینترنت
در این سایت