تبلیغات
اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی
قالب وبلاگ


اخبار و اطلاعیه های مدیر وبلاگ
سلام دوستان
از فردا 22 آذر سری آخر و پایانی مطالب انگلیسی را براتون میگذارم.
------------------------------------------------------------------------------------------


اصطلاحات و جمله های انگلیسی-فارسی گروه w

10251) was going to
10252) تصمیم داشت

10253) was keeping
10254) داشت نگه می داشت

10255) was kept
10256) نگهداری شد

10257) Was me and you
10258) من و تو بود

10259) was not a very good husband
10260) شوهر خیلی خوبی نبود

10261) was painted by
10262) کشیده شد توسط

10263) was she absent yesterday?
10264) آیا او دیروز غایب بود ؟

10265) was supposed
10266) انتظار می رفت

10267) wash
10268) شستن

10269) wash ones hands of
10270) از خود سلب مسئولیت کردن

10271) washed
10272) شسته شده

10273) Wasn't it exciting?
10274) هیجان انگیز نبود؟

10275) watch
10276) تماشا کردن

10277) Watch your character, it becomes your karma
10278) به شخصیتت نگاهی بینداز? این مقصد توست

10279) Watch your language
10280) مواظب حرفهات باش.

10281) Watch your step
10282) مواظب پله ها باش.

10283) water-color
10284) آبرنگ

10285) Water does not trickle out of his hand
10286) اب از دستش نمیچکه(کنایه از خسیسی)

10287) Water level
10288) تراز آب

10289) Water puller
10290) آب کش

10291) Water resorces
10292) منابع آب

10293) Water spilt on the ground can not be gathered

up again
10294) آب ریخته جمع نگردد.

10295) Water with fire can not mixed together
10296) مثل اب و اتش

10297) Water year
10298) سال آبی

10299) waving off the offer
10300) پیشنهادش را نمی پذیرد




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه w (206)،
[ یکشنبه 27 آذر 1390 ] [ 09:57 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جمله های انگلیسی-فارسی گروه v

10201) use
10202) به کار بردن-استفاده کردن

10203) Use extreme caution
10204) خیلی با احتیاط رفتار کن

10205) use to have
10206) قبلا

10207) Used to
10208) سابقا-قدیمها

10209) usually
10210) معمولا

10211) vanish in thin air
10212) یهو غیبت زد

10213) variety is the spice of life
10214) تغییر و تحول لازمه زندگیه

10215) very beautiful.
10216) خیلی زیبا

10217) very kind
10218) خیلی مهربان

10219) very slowly
10220) خیلی اهسته

10221) Vice-versa
10222) برعكس

10223) volley
10224) فرود ناگهانی و به مقدار زیاد از چیزی، به شکل تیربار

10225) vote for

10226) wait outside
10227) بیرون منتظر باش

10228) waiting outside there
10229) بیرون منتظرت بودم

10230) Wake up
10231) بیدار شدن

10232) WALK ON AIR
10233) زمانی بكار میره كه یك نفر خیلی خوشحال باشه-از خوشحالی پر

درآوردن، از خوشحالی روی
10234) ابرها راه رفتن

10235) Walk out of a meeting
10236) جلسه را به عنوان اعتراض ترک کردن

10237) Walking past the border guards
10238) گارد مرزی رو رد می کنم

10239) walls have ears
10240) دیوار موش دارد موش گوش دارد

10241) Warm even the hearts that may be ice cold
10242) صاحبدلان حکایت دل خوش ادا کنند

10243) Wary
10244) محتاط - هشیار

10245) was being kept
10246) در حال نگهداری شدن بود

10247) was built
10248) ساخته شد

10249) was chased
10250) تعقیب شد-دنبال شد




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه w (205)،
[ شنبه 26 آذر 1390 ] [ 09:57 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جمله های انگلیسی-فارسی گروه u

10151) Two suns cannot shine in one sphere
10152) دو پادشاه در یک اقلیم نگنجد

10153) Two wrongs do not make a right
10154) خون رو با خون نمی شویند

10155) tying
10156) بستن

10157) Type
10158) نوع

10159) ugly
10160) زشت

10161) un conditional
10162) بدون قید و شرط

10163) under
10164) زیر

10165) Under one condition
10166) به یه شرط

10167) UNDER ONE'S VERY NOSE
10168) درست جلوی چشمان شخص

10169) under the table
10170) رشوه ، زیر میزی

10171) Under the weather
10172) ناخوش-بد حال

10173) understand
10174) فهمیدن

10175) Uniform flow
10176) جریان یكنواخت

10177) unilateral
10178) یک جانبه _ تک سویه

10179) universe
10180) عالم-جهان

10181) Unknowledgeable in salt
10182) نمک نشناس

10183) unless
10184) مگر

10185) unlike
10186) برعكس-دور از انتظار

10187) unscrupulous
10188) بی تفاوت، بی توجه به نیک و بد. بی پروا

10189) until
10190) تا

10191) Up and down
10192) بالا و پایین

10193) uphill battle
10194) کار سخت و دشوار

10195) upon my soul
10196) خدای من-خدای بزرگ

10197) Upon seeing that Fragnant food, My mouth

waterd
10198) با دیدن آن خوراک خوشبو دهانم آب افتاد

10199) urge
10200) انگیختن کسی بر انجام کاری.




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه u (204)،
[ جمعه 25 آذر 1390 ] [ 09:57 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جمله های انگلیسی-فارسی گروه t

10100) Try to include personal stories or recent events

to add fun to your speech.
10101) سعی كنید داستان های شخصی یا اتفاقات اخیر را به سخنرانی خود

اضافه كنید تا به آن
10102) مزه ای داده شود

10103) try to make it short.
10104) سعی کنید مختصر صحبت کنید

10105) Try your best
10106) نهایت سعیت رو بکن

10107) Try your greatest effort
10108) نهایت تلاش خودت رو بکن

10109) trying every situation may bring a solution
10110) از این ستون به آن ستون فرج است

10111) Turn a blind eye
10112) خود را به کوچه ی علی چپ زدن

10113) TURN A BLIND EYE TO
10114) كوچه علی چپ

10115) turn down
10116) کم کردن صدا

10117) turn in
10118) به پلیس معرفی كردن

10119) turn into
10120) تبدیل شدن به

10121) Turn into Radio Iran
10122) بزن رادیو ایران. رادیو ایران رو بگیر

10123) turn off
10124) خاموش کردن

10125) turn on
10126) روشن کردن

10127) turn somebody in
10128) به پلیس معرفی کردن

10129) TURN SOMEONE OFF
10130) حال كسی را گرفتن. دلسرد كردن

10131) Turn tail
10132) دم روی کول گذاشتن

10133) Turn the page over
10134) ورق بزن

10135) turn up
10136) زیاد کردن

10137) Turnout
10138) تعداد رای دهندگان

10139) twist one's arm
10140) مجبور کردن ، تحت فشار قرار دادن ، وادار کردن

10141) Two captains sink the sheep
10142) ناخدا که دو تا شد ، کشتی به گل می شینه

10143) two days ago
10144) دو روز قبل

10145) Two heads are better than one
10146) یک دست صدا ندارد-دو تا کله بهتر از یکی است

10147) Two lonely dreamers
10148) دو رویاباف تنها

10149) two people heads are better than one
10150) عقل قوت گیرد از عقل دگر




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t (203)،
[ پنجشنبه 24 آذر 1390 ] [ 09:57 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جمله های انگلیسی-فارسی گروه t

10052) Top generals
10053) ژنرالهای ارشد

10054) Top left
10055) به خدا قسم

10056) Toss_up
10057) شیر یا خط انداختن

10058) tossed about
10059) بی هدف حرکت کردن، پرسه زدن

10060) touch stone
10061) معیار

10062) tough kid
10063) بچه ی سرسخت

10064) tourists were walking on the beach
10065) توریست ها در ساحل قدم می زدند

10066) Tower
10067) برج

10068) track and field
10069) دو میدانی

10070) Traffic light
10071) چراغ راهنمایی

10072) traffic ticket
10073) جریمه

10074) transitional government
10075) دولت انتقالی، دولت موقت.

10076) traverse
10077) رد شدن

10078) treat
10079) رفتار کردن

10080) Tremble like an aspen leaf
10081) مثل بید می لرزد

10082) trench
10083) گودال (بلند و دراز)

10084) trespass
10085) بدون اجازه وارد شدن، بدون مجوز داخل چیزی شدن

10086) trial
10087) سختی

10088) tribulation
10089) محنت، رنج بسیار

10090) trousers
10091) شلوار

10092) trunk call
10093) تلفن راه دور

10094) trust I seek and I find in you
10095) آن امنیتی را که به دمبالش بودم را در تو یافتم

10096) Try one's damndest
10097) خود را به آب و آتش زدن

10098) Try to be a little sociable
10099) یک کم اجتماعی باش.




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t (202)،
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 09:57 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جمله های انگلیسی-فارسی گروه t

10001) To travel the world alone
10002) و تنهای تنها دنیا رو سفر کنم

10003) To turn day into night and night into day
10004) روز را به شب و شب را به روز بردن

10005) to turn tail
10006) ازدردسر یاخطر گریختن.

10007) To watch the sunset from the hill top
10008) از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنید

10009) to wear
10010) پوشیدن

10011) To what is what
10012) چی به چیه؟

10013) To what is what?
10014) چی به چیه؟

10015) to win
10016) پیروز شدن

10017) To wound sb's feeling deeply
10018) احساسات کسی را جریحه دار کردن

10019) To wrap up with questions
10020) سوال پیچ کردن

10021) to yoyo someone
10022) سردواندن کسی، امروز و فردا کردن

10023) Today I had a hard day
10024) امروز روز سختی رو سپری کردم

10025) Today the weather got cold
10026) امروز هوا سرد شد

10027) today’s news
10028) اخبار امروز

10029) toil
10030) کار پر زحمت

10031) tolerate
10032) تحمل کردن

10033) Tomorrow weak
10034) هشت روز دیگر

10035) tomorrow’s news
10036) اخبار فردا

10037) TOO BIG FOR ONE'S BRITCHES
10038) پا را از گلیم خود درازتر كردن. از حد خود تجاوز كردن

10039) too many cook spoil the broth
10040) آشپز که دو تا شد آش یا شور می شود یا بی نمک

10041) too many cooks (spoil the broth)
10042) آشپز که دو تا شد آش یا شور میشود یا بی نمک، قابله که دو تا شد

سر بچه کج در می
10043) آید

10044) Too many cooks spoil the broth
10045) اشپز که دو تا شد اش یا شور میشه یا بی نمک

10046) Too many cooks, spoil the broth
10047) آشپز كه دو تا شد، آش یا شور میشه یا بی نمك

10048) Too much for an effort
10049) دنیال یک لقمه نان می دویم

10050) TOOT ONE'S OWN HORN
10051) لاف زدن. منم منم كردن. از خود تعریف كردن




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t(201)،
[ سه شنبه 22 آذر 1390 ] [ 10:08 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9951) to take a nap
9952) چُرت زدن

9953) To take an evening walk along the beach
9954) عصر که شد کنار ساحل قدم بزنید

9955) To take me to the border
9956) تا من رو به لب مرز ببره

9957) To take one's courage in both hands
9958) دل به دریا زدن

9959) to take part
9960) شرکت کردن

9961) to take place
9962) اتفاق افتادن

9963) To take sb's measure
9964) اندازه ی کسی را گرفتن

9965) to take up
9966) در بعضی جمله ها معنی مرور کردن و بررسی کردن می دهد

9967) To talk to a break wall
9968) انگار که با دیوار حرف می زنی!

9969) To talk to deaf ears
9970) مثل این که برای خر یاسین می خونی!!

9971) To teach grandma to suck eggs
9972) پیش لوطی و معلق بازی

9973) To teach someone manners.
9974) كسی را آدم كردن

9975) to tell a fact
9976) حقیقت گفتن

9977) to tell a joke
9978) جُک گفتن

9979) to tell a lie
9980) دروغ گفتن

9981) to tell a story
9982) داستان گفتن

9983) to tell one’s name
9984) نام یکی را گفتن

9985) to tell the difference
9986) تفاوت چیزی را گفتن

9987) to tell the fortune
9988) فال گرفتن

9989) to tell the news
9990) اخبار گفتن

9991) to tell the secret
9992) رمز و سر را گفتن

9993) to tell the time
9994) ساعت گفتن

9995) To the other side
9996) به اون طرف

9997) To the servants whom your passage extolled
9998) اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند

9999) to throw
10000) انداختن




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t(200)،
[ یکشنبه 6 آذر 1390 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9892) to raise an army
9893) قشون گرد آوردن

9894) to raise money for quake victims
9895) برای زلزله زدگان پول جمع کردن

9896) to raise one's voice
9897) صدای خود را بالا بردن

9898) to raise prices
9899) قیمت ها را بالا بردن

9900) to raise the alarm
9901) آژیر را به صدا در آوردن

9902) to raise theather curtains
9903) پرده تئاتر را بالا کشیدن

9904) To read sb's thought
9905) فکر کسی را خواندن

9906) to ride
9907) سوار شدن

9908) To rob Peter to pay Paul
9909) کلاه نقی را سر تقی گذاشتن
9910) از ریش برداشتن و به سبیل گذاشتن

9911) to run
9912) دویدن

9913) To running all of his
9914) تا به زندگیش ادامه دهد

9915) to say
9916) گفتن

9917) To see
9918) دیدن

9919) To see is to believe
9920) شنیدن کی بود مانند دیدن

9921) To see people that you like, feeling happy
9922) کسانی رو که دوستشون دارید رو خوشحال ببینید

9923) To sell on credite
9924) نسیه فروختن

9925) To set the fox to watch geese
9926) گوشت رو به دست گربه سپردن

9927) to shake
9928) تکان دادن

9929) To Shed Crocodile Tears
9930) اشک تمساح ریختن

9931) to shoot
9932) شلیک کردن

9933) to shut
9934) بستن

9935) to sleep
9936) خوابیدن

9937) To speak elaborately
9938) با آب و تاب صحبت كردن

9939) To speak through the nose
9940) تو دماغی صحبت کردن

9941) to spend
9942) صرف کردن

9943) to steal
9944) دزدیدن

9945) To steer a middle course
9946) كج دار مریز رفتار كن

9947) To step into sb's shoes
9948) پا تو کفش کسی کردن

9949) To take a leap in the dark
9950) دل به دریا زدن




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t(199)،
[ شنبه 5 آذر 1390 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 42 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب