تبلیغات
اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی
قالب وبلاگ
برترین محصولات پر فروش ترین محصولات
اموزش اشپزی و شیرینی پزی
مجموعه کامل آندروید 2011
آموزش-شنا-توسط-میشل-فیلیپس
پکیج نوکیا 2012 NOKIA
اموزش جامع ویندوز7 اورجینال
جدید ترین تمرینات-تیم-جوبیلو-ایواتای-ژاپن-
مجموعه پرورش ماهی قزل آلا
جا خمیر دندانی اتوماتیک
سیم کارت ریدر + رم ریدر
كوچكترین بلوتوث دنیا(بند انگشتی
اموزش حرفه ای دروازه بانی
خرید چاقو تیزکن
فلش مموری 16 گیگ
97 نرم افزار بدون نصب
FIFA 2012
PES - 2012 نسخه كامل
آموزش حرفه ای تكواندو
آموزش جیت کاندو(سبک بروسلی)
دو بازی مهم تاریخ فوتبال ایران
37 دربی پرسپولیس و استقلال
آموزش حرفه ای اسکی
آموزش حرفه ای بسکتبال
آموزش رزمی موی تای
اموزش اسکیت مقدماتی و حرفه ای
آموزش تنیس جدید 2012
لامپ و پنکه یو اس بی کامپیوتر
کارتون فوتبالیستها 4
فوتوشاپ اورجینال 2011
آموزش حرکات کششی
آموزش وزنه برداری
ویندوز جدید Win Xpro SP3
ویندوز 7 نسخه نهایی

اخبار و اطلاعیه های مدیر وبلاگ
سلام دوستان
از فردا 22 آذر سری آخر و پایانی مطالب انگلیسی را براتون میگذارم.
------------------------------------------------------------------------------------------


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9052) The country's hard:won independence
9053) استقلال کشور که با زحمات فراوان بدست آمد

9054) The darkest hour is just before the dawn
9055) در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سفید است

9056) The day before yesterday
9057) پریروز

9058) the day of reckoning
9059) روز حساب

9060) the dead
9061) مردگان

9062) The deed for its own sake should unfold
9063) ان به که کار خود به عنایت رها کنند

9064) The dog was hitting, the cat was dancing
9065) سگ میزدگربه می رقصید

9066) The door is locked from inside.
9067) در از داخل قفل است

9068) the door of the class
9069) درِ کلاس

9070) The driver was an amiable young man
9071) آن راننده یک مرد جوان مهربان بود

9072) The earth could get warmer by itself.
9073) زمین امكان دارد خودش خود به خود گرم تر شود

9074) The east
9075) شرق

9076) The egg stealer will become a camel stealer
9077) تخم مرغ دزد شتر دزد می شود.

9078) the elevator is out of order
9079) آسانسور خراب است.

9080) The end crowns all
9081) کار اون کرد که تموم کرد.

9082) The end of the world is at your hand
9083) پایان دنیا(زندگی) در دستان خود توست

9084) the English
9085) انگلیسی ها

9086) The evil eye
9087) چشم شور

9088) The facts speak for themselves
9089) چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

9090) THE FAT IS IN THE FIRE
9091) دیگه كار از كار گذشته. دیگه نمیشه كاریش كرد. آب ریخته را نمیشه جمع كرد




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 182،
[ یکشنبه 24 مهر 1390 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه t

9002) the blame lies
9003) تقصیر با کسی بودن

9004) the blame lies with somebody
9005) تقصیر با کسی بودن

9006) The blind read
9007) کور خونده

9008) The body of the car is dented
9009) بدنه ماشین قر شده است

9010) the border
9011) مرز

9012) The boy
9013) پسره

9014) The boy has to
9015) پسره مجبوره

9016) the boy's teacher
9017) معلم ان پسر

9018) The brain drain
9019) فرار مغزها

9020) The cake is going begging
9021) کیک دست نخورده مانده

9022) The car is washed every week.
9023) اتومبیل هر هفته شسته می شود.

9024) The car must be washed every week
9025) اتومبیل باید هر هفته شسته شود.

9026) The car was repaired
9027) اتومبیل تعمیر شد

9028) The car was washed.
9029) اتومبیل شسته شده بود

9030) The cat dreams of mice
9031) شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لف لف خورد گه دانه دانه

9032) The cat shut its eyes while stealing cream
9033) مثل کبک سرش رو زیر برف کرده

9034) the chances are against it
9035) هیچ احتمال ندارد

9036) The children of humanity are each others limbs
9037) بنی آدم اعضای پیکرند

9038) the children’s parents
9039) والدین بچه ها

9040) The chips are down
9041) هوا پسه

9042) the coast is clear
9043) اوضاع رو به راهه ، خبری نیست

9044) The company acted correctly in firing him
9045) شرکت در مورد اخراج او کار درستی را انجام داد

9046) The condition of your life
9047) وضعیت زندگی شما

9048) The cops won’t suspect anything if you play it cool
9049) اگه خونسر باشی پلیس‌ها چیزی بو نمی‌برن.

9050) the country
9051) اگر(the)به همراه کانتری بیایید به معنی خارج از شهر می باشد




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات انگلیسی با ترجمه 181،
[ شنبه 23 مهر 1390 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه s

8951) That you will wait for me until the day
8952) که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که

8953) that your heart ain't exactly breaking
8954) که قلبت واقعا نمیشکنه

8955) that's a comfort
8956) حال آدم را جا می آورد

8957) That's a money for jam
8958) آن یك پول باد آورده است

8959) That's another fine mess he's got himself into
8960) اون یك مخمصه دیگری هست كه او خودشو توش گرفتار كرده

8961) That's awfully very kind of you
8962) این وقعا لطف شما رو می رساند

8963) that's beyond my power
8964) از قدرت من خارج است

8965) That's my last offer
8966) این اخرین پیشنهاد من است

8967) That's no excuse
8968) این که دلیل نمیشه

8969) that's non of your business
8970) به تو ربطی نداره

8971) That's rich coming from you
8972) كی داره به من میگه (خودت هم همینطوری)

8973) That's so hard to deal without you
8974) بدون شما سر کردن خیلی مشکل است

8975) That's the way it goes
8976) همینکه که هست-کاری نمیشه کرد

8977) That's when I decided
8978) و اون موقع بود که تصمیم گرفتم

8979) thats not a big deal
8980) چیز مهمی نیست

8981) That’s a pretty kettle of fish
8982) گاومان زائید

8983) That’s beyond a joke
8984) شوخی نمی‌كنم

8985) That’s the end
8986) دیگه تمام شد

8987) the
8988) را-که-کسره)-برای چیزهایی که در جهان یکی وجود دارد
8989) در اول جمله به معنی معلوم بودن و (این)می باشد

8990) The accused man was being held in the Jail
8991) آن مرد متهم تو زندان افتاد

8992) the ball is in someone's court
8993) گوی و میدان دست کسی بودن ، نوبت کسی بودن

8994) The bastards have us cornered
8995) نامردها ما رو تو منگنه گذاشتند

8996) The best mirror is old friend
8997) نباشد دوست جز آئینه ی دوست

8998) The best wine comes out of an old battle
8999) دود از کنده بلند میشه

9000) The bible
9001) کتاب انجیل




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات جدید انگلیسی با ترجمه فارسی(180)،
[ دوشنبه 11 مهر 1390 ] [ 02:25 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه s

8901) That I... love you beyond the reason why
8902) که من بدون هیچ دلیلی عاشقتم

8903) That is a white bag.
8904) آن یك كیفِ سفید است

8905) that is all
8906) همه اش همین

8907) That is called stealing.
8908) اون کار دزدیه

8909) That is how I know you go on
8910) و به این وسیله می فهمم که هنوز زنده ای

8911) That is it
8912) خودشه

8913) that is my own car.
8914) ماشین خودمه

8915) That is the way it should be
8916) اصلا تو واقعیت هم) باید اینطور باشه

8917) That is your house, isn't it ?
8918) آن خانه شما است مگرنه ؟

8919) That makes it even
8920) این به اون در!

8921) That never from this day
8922) که دیگر از امروز به بعد

8923) That noise is driving me up the wall
8924) ان صدا دارد من رو عصبانی می کند

8925) That old man here is me
8926) آن پیر مرد من هستم

8927) that s good idea
8928) ایده ی خوبی است-موافقم

8929) that s your pige
8930) در عهده ی تو است-به تو مربوط است

8931) That shares an origin in their creator
8932) که در آفرینش ز یک گوهرند

8933) That skateboard is so phat
8934) این اسکیت خیلی باحاله

8935) That the world is gonna blow
8936) که دنیا داره از بین می‌ره

8937) That they get bored with child hood
8938) این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند

8939) That they live as if they will never die
8940) این که چنان زندگی می کنند که گویی ، نخواهند مرد

8941) That they lose their health to make money
8942) اینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می کنند

8943) That was a clear-cut answer
8944) آن یك جواب شسته رفته بود

8945) that was my fault
8946) تقصیر من بود

8947) That was unlike you
8948) ان عملتان دور از انتظار بود

8949) That would scratch your credibility
8950) این موضوع به اعتبار شما خدشه وارد می کنه.




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات جدید انگلیسی با ترجمه فارسی(179)،
[ دوشنبه 21 شهریور 1390 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه s

8851) Tentative
8852) آزمایشی - تجربی

8853) tepid
8854) استقبال سرد، استقبال معمولی.

8855) test the waters
8856) سبک سنگین کردن ، اوضاع را سنجیدن ، اوضاع را محک زدن

8857) testing
8858) سخت. مشکل

8859) than
8860) از-تا اینکه-از-نسبت به

8861) Thank goodness
8862) الحمدالله

8863) thank you for bringing that to my attention
8864) خیلی ممنون که یادم اوردی

8865) Thank you very much
8866) خیلی متشکرم

8867) Thanker
8868) سپاسگذار

8869) Thankfully
8870) باتشکر

8871) thanking of early attention
8872) از توجه فوری شما ممنون( در نامه )

8873) Thankless
8874) نا سپاس

8875) Thanks a lot
8876) خیلی متشکرم

8877) Thanks anyway
8878) در هر صورت متشکرم

8879) Thanks for coming
8880) ممنون که امدید

8881) Thanks for mailing those letters
8882) از پست کردن آن نامه ها تشکر میکنم

8883) thanks for the rid
8884) متشکرم از اینکه مرا رساندی

8885) Thanks for the ride
8886) ممنون بخاطر اینکه رسوندیم.

8887) Thanks for your compliment
8888) از تعریفت خیلی ممنون

8889) Thanks God
8890) خدا را شکر

8891) Thanks you very much indeed
8892) جدا خیلی متشکرم

8893) that
8894) ان-که

8895) That by thinking anxiously about the future
8896) اینکه با نگرانی نسبت به آینده

8897) that figures
8898) قابل پیشبینی بود

8899) That I just can’t hide
8900) كه نمی تونم پنهانش كنم




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات جدید انگلیسی با ترجمه فارسی(178)،
[ یکشنبه 20 شهریور 1390 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه s

8801) talk break to
8802) حاضر جوابی کردن

8803) talk of the devil
8804) عجب حلال زده ای ! ، انگار که موشو آتیش زدن

8805) TALK SHOP
8806) بی موقع از كسب و كار حرف زدن. از مسایل شغلی حرف زدن

8807) TALK SOMEONE'S EAR OFF
8808) با پر حرفی سر كسی را بردن

8809) TALK THROUGH ONE'S HAT
8810) پرت گفتن. صد تا یه غاز حرف زدن. جفنگ گفتن.

8811) talk turkey
8812) صاف و پوست کنده حرف زدن, رک حرف زدن

8813) Talk until the cows come home
8814) مغز همه رو خوردن

8815) Talk with
8816) صحبت كردن با

8817) talkative
8818) پر حرف

8819) talks as if he knew everything
8820) طوری صحبتمی کنه که همه چیز رو می دونه

8821) Talks bring on talk
8822) حرف ، حرف میاره

8823) taller than
8824) بلند قدتر از

8825) taste
8826) مزه کردن-چشیدن

8827) taste the water
8828) سر و گوشی آب دادن

8829) tay awake
8830) بیدار ماندن

8831) Teacher's pen
8832) خودكار معلم

8833) teacher's pet
8834) نورچشمی معلم

8835) teachers pet
8836) كسی كه سوگلی معلمه

8837) Teaching is sth you should be born
8838) معلمی باید در ذات آدم باشد.

8839) Tears are in my eyes
8840) چشمام پر از اشک شده بودن

8841) Tehran cannot absorb so many cars
8842) تهران گنجایش این همه ماشین را ندارد

8843) tell me what i'm supposed to do
8844) حا لا چه خاکی به سرم بریزم

8845) tell me what to do.
8846) تکلیف منو روشن کن

8847) Teller
8848) صندوق دار بانک، متصدی بانک

8849) Telling answer
8850) جواب دندان شکن




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات جدید انگلیسی با ترجمه فارسی(177)،
[ شنبه 19 شهریور 1390 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه s

8751) take apart
8752) جدا کردن-به هم ریختن

8753) Take away from
8754) دور نگه داشتن از

8755) Take care
8756) خداحافظ

8757) take five
8758) پنج دقیقه استراحت کردن

8759) Take heed
8760) بی گدار به آب نزن

8761) take his advice
8762) نصیحتش را بپذیر

8763) take his leave
8764) خداحافظی کردن

8765) Take his medication tow times a day untill the supply is finished
8766) این دارو را تا آخر دو مرتبه در روز بخورید.

8767) take in
8768) کوتاه کردن

8769) take it easy
8770) بی خیال-سخت نگیر

8771) Take it on the lamb
8772) در رفتن

8773) take it or leave it
8774) می خواهی بخواه-نمی خواهی نخواه

8775) take it slow
8776) به آرامی و با دقت حرکت کردن

8777) take it to street
8778) به صغیر و کبیر مشکل خود را گفتن

8779) take names
8780) لیستی از خطا کاران تهیه کردن

8781) Take no pain
8782) زحمت نکش

8783) Take off
8784) درآوردن

8785) take on fuel
8786) به حد افراط مشروب خوردن

8787) take part in
8788) شرکت کردن در

8789) take place
8790) اتفاق افتادن

8791) take someone off
8792) کسی را کشتن

8793) take something out
8794) بمباران کردن - خراب کردن

8795) TAKE THE BULL BY THE HORNS
8796) دل به دریا زدن-شخصا با مشكلات روبرو شدن. مستقیما وارد عمل شدن

8797) take the fall
8798) به خاطر جرم مشخصی دستگیر شدن

8799) taker
8800) خریدار - مشتری




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات جدید انگلیسی با ترجمه فارسی(176)،
[ جمعه 18 شهریور 1390 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه s

8701) Tacit
8702) تلویحا

8703) taciturn
8704) کم حرف

8705) take a bath
8706) حمام گرفتن

8707) take a beating
8708) شکست خوردن - مغلوب شدن

8709) take a break
8710) استراحت کردن

8711) take a care
8712) مواظب خودت باش

8713) Take a deep breath and hold it then let the breath out
8714) نفس عمیق بكشید و آن را نگه دارید سپس خارج كنید.

8715) take a dictation
8716) دیکته نوشتن

8717) take a dirt nap
8718) مردن و زیر خاک رفتن

8719) take a exam
8720) امتحان دادن

8721) Take a guess
8722) حدس بزن

8723) take a hand
8724) کمک کردن

8725) take a leaf out of someone’s book
8726) سر مشق گرفتن

8727) take a leave
8728) مرخصی گرفتن

8729) take a nap
8730) چرت زدن

8731) TAKE A RAIN CHECK
8732) به وقت دیگری موكول كردن

8733) take a seat
8734) بفرما بشین

8735) Take a shortcut
8736) میانبر بزنید

8737) take a shower
8738) دوش گرفتن

8739) take a test
8740) امتحان دادن

8741) take a test-exam
8742) امتحان داشتن

8743) take a trip
8744) سفر کردن

8745) take a turn for the worse
8746) وخیم تر شدن اوضاع

8747) take a vehicle
8748) سوار وسیله ای شدن

8749) take an exam
8750) امتحان دادن




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات جدید انگلیسی با ترجمه فارسی(175)،
[ پنجشنبه 17 شهریور 1390 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 36 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

Google


در كل اینترنت
در این سایت


جاوا اسكریپت