تبلیغات
اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی

اصطلاحات و ضرب المثلهای انگلیسی
قالب وبلاگ


اخبار و اطلاعیه های مدیر وبلاگ
سلام دوستان
از فردا 22 آذر سری آخر و پایانی مطالب انگلیسی را براتون میگذارم.
------------------------------------------------------------------------------------------

a- The debate between the two candidates was heated

b- Debate in the U.S. Senate lasted for five days

c- Instead of shrieking at each other, the students decided to have a debate on the topic

 

بحث میان دو نامزد بالا گرفت.

بحث در مجلس سنای آمریکا پنج روز طول کشید.

 دانش اموزان تصمیم گرفتند به جای فریاد کشیدن، در مورد موضوع با هم بحث کنند.

 


a- Juan tried to evade the topic by changing the subject

b- In order to evade the police dragnet, Ernie grew a beard

c- The prisoner of war evaded questioning by pretending to be sick


"جوان" با عوض کردن موضوع سعی کرد از بحث طفره برود.

"ارنی" برای فرار کردن از جستجوی گسترده پلیس، ریش گذاشت.

 با تظاهر به بیماری، زندانی جنگی از زیر پاسخ دادن به سوالات طفره رفت.

 

 

a- The lawyer probed the man's mind to see if he was innocent

b-  after probing the scientist's theory, we probed it was correct

c- King Henry's actions were carefully probed by the noblemen


وکیل به دقت ذهن مرد را کاوش کرد تا ببیند که آیا او بی گناه است.

بعد از بررسی نظریه دانشمند، ثابت کردیم  (که نظریه او) صحیح بود.

 اعمال شاه "هنری" توسط اشرافیان دقیقاً مورد بررسی قرار گرفت.

 


a- After the prison riot, the council decided to reform the correctional system

b- Brad reformed when he saw that breaking the law was hurting people other than himself

c- Only laws that force companies to reform will clear the dangerous vapors from our air


بعد از شورش در زندان، شورا تصمیم گرفت نظام تادیب را اصلاح کند (مورد تجدید نظر قرار دهد).

"براد" وقتی دید قانون شکنی غیر از خودش، دیگران را نیز آزار می دهد، اصلاح شد.

 فقط قوانینی که شرکت ها را مجبور به اصلاح می کنند، گازهای خطرناک را از هوای محیط ما پاک خواهند نمود.

 


a- The lawyers in trial were often asked to approach the bench

b- Her beau kissed Sylvia when he approached her

c- Ben approached the burden of getting a job with a new spirit


 معمولاً از وکلای حاضر در محاکمه تقاضا می شد به جایگاه نزدیک شوند.

 معشوقه " سیلویا" وقتی نزدیک شد او را بوسید.

"بن" با روحیه جدیدی با مشکل یافتن شغل برخورد کرد.

 


a- Sam Spade detected that the important papers had vanished

b- From her voice it was easy to detect that Ellen was frightened

c- We detected from the messy room that a large group of people had assembled there


 "سام اسپید" فهمید که برگه های مهم ناپدید شده اند.

از صدای آلن به آسانی پیدا بود که ترسیده است.

از اتاق بهم ریخته متوجه شدیم که گروه بزرگی از مردم در آنجا بوده اند.

 


a- My Chevrolet was sent back to the factory because of steering defect

b- His theory of the formation of our world was filled with defects

c- The villain was caught because his plan had many defects


شورولت من بخاطر نقص فرمان، به کارخانه برگردانده شد.

نظریه ی او درباره ی شکل گیری دنیای ما سرشار از اشتباه بود.

خلافکار دستگیر شد چون نقشه اش اشکالات زیادی داشت.

 




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: جملات انگلیسی با ترجمه فارسی سری چهارم،
[ شنبه 7 اردیبهشت 1392 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


a- No one seems willing to utilize this vacant house

b- The gardener was eager to utilize different flower and blend them in order to beautify the borders

c- Does your mother utilize leftovers in her cooking?


به نظر نمی رسد هیچ کس بخواهد از این خانه ی خالی استفاده کند.

باغبان مشتاق بود تا از گل های مختلف استفاده کند و آن ها را به منظور زیبا سازی حاشیه ها با هم ترکیب کند.

1. آیا مادرت در غذا پختن از ته مانده ها استفاده می کند؟

2. آیا مادر شما از مواد باقی مانده در آشپزی بهره می برد؟

 


a- It was so humid in our classroom that we wished the school would buy an air conditioner

b- New Yorkers usually complain in the summer of the humid air

c- Most people believe that ocean air is quite humid


الف- کلاسمان آنقدر مرطوب بود که آرزو کردیم مدرسه یک دستگاه تهویه بخرد.

ب- مردم نیویورک معمولا در تابستان از هوای مرطوب شاکی اند.

ج- بیشتر مردم بر این باورند که هوای اقیانوس کاملا مرطوب است.

 

 


a- Einstein's theory is really too difficult for the average person to understand

b- My uncle has a theory about the effect of weather on baseball batters

c- No one has advanced a convincing theory explaining the beginning of writing

 

فهم نظریه انیشتین برای افراد عادی واقعاً دشوار است.

عموی من نظریه ای راجع به تاثیر آب و هوا بر توپ زن های بازی بیس بال دارد.

هیچ کس نطریه متقاعد کننده ای را که بیان گر شروع نوشتن باشد، ارائه نداده است.

 


a- If we let the air out of a balloon, it will have to descend

b- The pilot, thinking his plane was in peril, descended quickly

c- Knowing her beau was waiting at the bottom of staircase, Eleanor descended at once


اگر هوای یک بالن را خارج کنیم، پایین می آید.(فرود خواهد آمد)

خلبان که فکر می کرد هواپیمایش در معرض خطر است سریعاً فرود آمد.

"النور" که فهمید معشوقه اش پایین پله ها منتظر است، به یکبار پایین آمد.

 


a- A fan may circulate the air in summer, but it doesn't cool it

b- My father circulated among the guests at the party and made them feel comfortable

c- Hot water circulate through the pipes in the building, keeping the room warm


الف- پنکه در تابستان می تواند هوا را به گردش درآورد اما آن را خنک نمی کند.

ب- پدرم در میان مهمان ها حرکت می کرد تا آنها احساس راحتی کنند.

ج- آب گرم از میان لوله های ساختمان، برای گرم کردن اتاق ها، در جریان است.

 


a- The enormous crab moved across the ocean floor in search of food

b- Public hanging once drew enormous crowds

c- The gallant knight drew his sword and killed the enormous dragon


الف- خرچنگ عظیم لجثه ای در جستجوی غذا، ته اقیانوس از این سو به آن سو حرکت می کرد.

ب- اعدام های عمومی زمانی جمعیت بسیار زیادی را به سوی خود جلب می کرد.

ج- شوالیه ی دلاور شمشیرش را بیرون کشید و اژدهای عظیم الجثه را کشت.

 


a- Weathermen can predict the weather correctly most of the time

b-  Who can predict the winning of the Super Bowl this year?

c- Laura thought she could predict what I would do, but she was wrong


هواشناسان بیشتر اوقات می توانند به درستی وضع هوا را پیش بینی کنند.

چه کسی می تواند برنده جام برتر را پیش بینی کند؟

" لورا " فکر کرد می تواند پیش بینی کند من چکار می کنم، اما او در اشتباه بود.

 


a- Even in California the sun will sometimes vanish behind a cloud

b- Not even a powerful witch can make a jealous lover vanish

c- Give him a week without a job and all his money will vanish


حتی در کالیفرنیا گاهی اوقات خورشید پشت ابری ناپدید می شود.

حتی یک جادوگر بزرگ هم نمی تواند یک عاشق غیرتی را غیب کند.

بگذار او یک هفته بیکار باشد و همه پول هایش از بین خواهد رفت.

 

 

a- The father tried to persuade his son that the tradition of marriage was important

b- All religions have different beliefs and traditions

c- As time goes on, we will eliminate traditions that are meaningless


پدر سعی می کرد پسرش را متقاعد کند که سنت ازدواج حائز اهمیت است.

همه مذاهب باورها و سنت های متفاوتی دارند.

با پیشرفت زمان سنت های بی معنی را کنار می گذاریم.

 

 

a- tomatoes are less expensive at the rural farm stand

b- Rural areas are not densely populated

c- The rural life is much more peaceful than the city one


گوجه فرنگی در غرفه کشاورزی روستایی ارزان تر است.

مناطق روستایی دارای جمعیت زیاد نیستند.

زندگی روستایی بسیار آرامتر از مناطق شهری است.

 

 


a- The burden of the country's safety is in the hands of the president

b- Irma found the enormous box too much of a burden

c- Ricky carried the burden throughout his college career


مسئولیت امنیت کشور بر عهده رئیس جمهور است.

"ایرما" دریافت که جعبه بزرگ سنگین تر از است.

"ریکی" بار مسئولیت را در طول دوران دانشجویی به دوش می کشید.

یا : "ریکی" در طول دوران دانشجویی اش در کالج، فشار زیادی را متحمل شد.

 

 

a- The campus was designed to utilize all of the college's buildings

b- Jeff moved off campus when he decided it was cheaper to live at home

c- I chose to go to Penn State because it has a beautiful campus

 

محوطه طوری طراحی شده بود که تمام ساختمان های کالج را در بر می گرفت.

"جف" وقتی فهمید که زندگی در خانه ارزان تر است، کوی دانشگاه را ترک کرد.

من تصمیم دارم به ایالت"پن" بروم چون محوطه دانشگاهی زیبایی دارد.

 

 

a- A majority of votes was needed for the bill to pass

b- The majority of people prefer to pay wholesale prices for meat

c- In some countries, the government does not speak for the majority of the people


برای تصویب لایحه ، رای اکثریت لازم بود.

بیشتر مردم ترجیح می دهند گوشت را به قیمت عمده فروشی خریداری کنند.

در بعضی از کشورها ، دولت نماینده اکثریت مردم نیست.

 

 

a- The rioters assembled outside the White House

b- I am going to assemble a model of a spacecraft

c- All the people who had assembled for the picnic vanished when the rain began to fall


شورشیان خارج از کاخ سفید اجتماع کردند.

من قصد دارم مدلی از یک سفینه فضایی را مونتاژ کنم.

 تمام افرادی که برای رفتن به پیک نیک جمع شده بودند، با شروع باران ناپدید شدند.

 


a- Lawyer Spence explored the essential reasons for the crime

b- The weather bureau explored the effects of the rainy weather

c- Sara wanted to know if all of the methods for solving the problem had been explored

 

وکیل" اسپنس " دلایل اصلی جرم را به دقت بررسی کرد.

مرکز هواشناسی اثرات اب و هوای بارانی را مطالعه کرد.

سارا می خواست بداند آیا تمام روش های حل مساله را بررسی کرده اند.

 


a- Predicting the weather is our favorite topic of conversation

b- Valerie only discussed topic that she knew well

c- The speaker's main topic was how to eliminate hunger in this world


پیش بینی وضع هوا موضوع مورد علاقه صحبت ماست.

والری تنها درباره موضوعاتی که خوب میدانست، بحث می کرد.

موضوع اصلی سخنران، چگونگی از بین بردن گرسنگی در جهان بود.

 




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: جملات انگلیسی با ترجمه فارسی سری سوم،
[ جمعه 6 اردیبهشت 1392 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]


a.The maid shrieked when she discovered the corpse

b.With a loud shriek, Ronald fled from the room

c.Facing the peril of the waterfall, the boatman let our a terrible shriek

هنگامی که خدمتکار جسد را یافت، جیغ کشید.

رونالد با جیغ بلندی از اتاق گریخت.

قایقران به علت قرار گرفتن در مقابل آبشار، جیغ وحشتناکی کشید.

 


a.The sinister plot to cheat the widow was uncovered by the police

b.When the bank guard spied the sinister-looking customer, he drew his gun

c.I was frightened by the sinister shadow at the bottom of the stairs


آن نقشه شوم برای فریب زن بیوه توسط پلیس برملا شد.

وقتی نگهبان بانک، مشتری را که شرور به نظر میرسید میپایید، او اسلحه اش را کشید.


از سایه هولناکی که پایین پله ها بود ترسیدم.

 

 

a.A banana split can tempt me to break my diet

b.The sight of beautiful Louise tempted the bachelor to change his mind about marriage

c.Your offer of a job tempts me greatly


یک تکه موز می تواند مرا وسوسه کند تا رژیمم را بشکنم.

چهره ی زیبای لوئیس، مرد مجرد را وسوسه کرد تا تصمیمش را درمورد ازدواج تغییر دهد.


پیشنهادتان برای کار مرا به شدت وسوسه می کند.

 


a.I lost a small wager on the superbowl

b.After winning the wager, Tex treated everyone to free drinks

c.It is legal to make a wager in the state of Nevada


شرط کمی را در مسابقات `سوپر` بول باختم.

تکس پس از بردن شرط همه را به نوشیدنی مجانی مهمان کرد.

شرط بندی در ایالت نوادا قانونی است.

 

a.The sinister character in the movie wore a typical costume, a dark shirt, loud tie, and tight jacket

b.The horse ran its typical race, a slow start and a slower finish, and  my uncle lost his wager

c.It was typical of the latecomer to conceal the real cause of his lateness


شخصیت شرور فیلم، لباس خاصی به تن داشت، پیراهنی تیره، کراواتی پر زرق و برق و کتی تنگ.

اسب با شتاب خاص خودش در مسابقه شرکت کرد، شروعی آهسته و پایانی آهسته تر و عمویم شرطش را باخت.

برای کسی که دیر می کرد عادی بود که دلیل واقعی تأخیرش را پنهان کند.

 


a.Studies show that adults need a minimum of six hours sleep

b.The minimum charge for a telephone, even if no calls are made, is about nine dollars a month

c.Congress has set a minimum wage for all workers


مطالعات نشان می دهد که بزرگسالان حداقل به شش ساعت خواب نیاز دارند.

کمترین هزینه برای تلفن، حتی اگر شماره ای گرفته نشود، تقریباْ  ۹ دلار در ماه است.

کنگره حداقل دستمزدی را برای تمام کارگران تعیین کرده است.

 


a.Chairs which are older than one hundred years are scarce

b.Because there is little moisture in the desert, trees are scarce

c.How scarce are good cooks ?


صندلی هایی که بیشتر از صد سال قدمت داشته باشند، کمیاب هستند.

به دلیل وجود رطوبت کم در بیابان، (در آنجا) درخت کم است.

آشپزان خوب چقدر نایاب هستند؟

 

 

a.The annual convention of musicians takes place in Hollywood

b.The publishers of the encyclopedia put out a book each year called an annual

c.Plants that live only year are called annuals

 

همایش سالانه موسیقی دانان در هالیوود برگزار می شود.

هر سال ناشران دائرةالمعارف، کتابی را تحت عنوان سالنامه منتشر می کنند.

گیاهانی که فقط یک سال عمر می کنند، گیاهان یکساله نامیده می شوند.

 

 

a.Can you persuade him to give up his bachelor days and get married

b.No one could persuade the caption to leave the sinking ship

c.Beth's shriek persuade Jesse that she was in real danger


آیا می توانید او را راضی کنید تا دست از دوران مجردی اش بردارد و ازدواج کند؟

هیچ کس نتوانست ناخدا را قانع نماید تا کشتی درحال غرق شدن را ترک کند.

جیغ بث، جسی را متقاعد نمود که او در معرض خطری واقعی است.

 


a.The essential items in the cake are flour, sugar and shortening

b.It is essential that we follow the road map

c.Several layers of thin clothing are essential to keeping warm in frigid climates


مواد لازم در کیک، آرد، شکر و روغن شیرینی پزی است.

لازم است که نقشه مسیر را دنبال کنیم.

چندین لایه لباس نازک برای گرم ماندن در آب و هوای بسیار سرد ضروری است.

 


a.The colors of the rainbow blend into one another

b.A careful blend of fine products will result in delicious food

c.When Jose blends the potatoes together, they come out very smooth


رنگ های رنگین کمان در یکدیگر می آمیزند

حاصل ترکیب دقیقی از فراورده های خوب، غذای خوشمزه ای خواهد بود.

وقتی "خوزه" سیب زمینی را هم می زند، خیلی نرم می شوند.

 


a.The ship was barely visible through the dense fog

b.Before the stars are visible, the sky has to become quite dark

c.You need a powerful lens to make some germs visible


کشتی به سختی از میان مه غلیظ قابل رؤیت بود.

پیش از نمایان شدن ستارگان، آسمان باید کاملاْ تاریک شود.

شما برای قابل رؤیت شدن برخی از میکروب ها به عدسی قوی احتیاج دارید.

 

 

a.Because diamonds are scarce they are expensive

b.Margarine is much less expensive than butter

c.Shirley's expensive dress created a great deal of excitement at the party


الماس ها به دلیل کمیاب بودن، گران قیمت هستند.

کره ی حیوانی بسیار گران تر از کره گیاهی است.

لباس گران قیمت "شرلی" هیجان بسیار زیادی در مهمانی به وجود آورد.

 

 

a.Medori`s talent was noted when she was in first grade

b.feeling that he had the essential talent, Carlos tried out for the school play

c.Hard work can often make up for lack of talent


استعداد "مدوری" زمانی مشخص شد که در کلاس اول بود.

کارلوس با این احساس که استعداد لازم را دارد، برای مسابقه مدرسه سعی اش را کرد.

سخت کوشی اغلب می تواند جبرانی برای کم استعدادی باشد.

 


a.The burglars devised a scheme for entering the bank at night

b.I would like to devise a method for keeping my tose from becoming numb while I am ice skating

c.If we could devise a plan for using the abandoned building, we could save thousands of dollars


سارقان برای ورود به بانک در شب نقشه ای کشیدند.

می خواهم روشی ابداع کنم که هنگامی که روی یخ اسکی می کنم انگشتان پاهایم بی حس نشوند.

اگر می توانستیم  برای استفاده از ساختمان متروکه طرحی بریزیم، هزاران دلار صرفه جویی می کردیم.

 


a.The wholesale price of milk is six cents a quart lower than retail

b.Many people were angered by the wholesale slaughter of bird

c.By buying my ties wholesale I save fifteen dollars a year


قیمت عمده فروشی شیر، کوارتی (کوارت: پیمانه ای حدود یک لیتر) شش سنت کمتر از قیمت خرده فروشی است.

بسیاری از مردم از کشتار گسترده پرندگان خشمگین شدند.

با خرید تخم مرغ هایم به قیمت عمده فروشی، سالی پانزده دلار صرفه جویی می کنم.

 

 

a.Scientists have devised methods for trapping vapor in bottles so they can study  its make-up

b.He has gathered date on the amount of vapor rising from the swamp

c.A vapor trail is the visible stream of moisture left by the engines of a jet flying at high altitudes


دانشمندان برای جمع کردن بخار در بطری روش هایی ابداع کرده اند تا بتوانند ساختار آن را بررسی کنند.

 او اطلاعاتی در مورد میزان بخاری که از باتلاق متصاعد میشود، گردآوری کرده است.

ردّ بخار، جریان قابل رؤیت رطوبتی است که از موتورهای جتی که در ارتفاع های بالا پرواز می کنند بر جای می ماند.

 

a- when the railroad tracks are raised, the danger of crossing will be eliminated

b- When figuring the cost of a car, don't eliminate such extras as air conditioning

c- If we were to eliminate all reclining chairs, no one would fall asleep while watching television

 

الف- وقتی ریل راه آهن بالا برده می شود، خطر تصادف رفع خواهد شد.

ب- هنگام حساب کردن قیمت یک ماشین، لوازم اضافی مثل دستگاه تهویه هوا را حذف نکنید.

ج- اگر همه ی صندلی های راحتی را کنار می گذاشتیم، هیچ کس هنگام تماشای تلویزیون به خواب نمی رفت.

 


a- A typical moving picture villain gets killed at the end

b- The villain concealed the corpse in the cellar

c- When the villain fell down the well, everyone lived happily ever after

 

الف- شخص شرور فیلم ویژه در پایان فیلم کشته می شود.

ب- آدم شرور جنازه را در زیر زمین مخفی کرد.

ج- وقتی آدم شرور در چاه افتاد از آن به بعد همه با خوشحالی زندگی کردند.

 


a- The dense leaves on the trees let in a minimum of sunlight

b- We couldn't row because of the dense weeds in the lake

c- His keen knife cut through the dense jungle


الف- برگ های انبوه روی درختان مقدار کمی از نور خورشید را از خود عبور می دهند.

ب- به خاطر وجود علف های هرز انبوه در رودخانه نمی توانستیم پارو بزنیم.

ج- با چاقوی تیزش از میان جنگل انبوه راه عبور را باز کرد.
تحت اللفظی فکر می کنم : چاقوی برنده او،{درختان} جنگل انبوه را قطع کرد.




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: جملات انگلیسی با ترجمه فارسی سری دوم،
[ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ] [ 09:25 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

a. When Roy abandoned his family , the police went looking

for him.

b. The soldier could not abandon his friends who were hurt in

battle.

c. Because Rose was poor , she had to abandon her idea of

going to college.

الف ) وقتی (( ری )) خانواده اش را ترک کرد ، پلیس به جستجویش پرداخت.

ب )  سرباز نتوانست دوستانش را که در جنگ آسیب دیده بودند ، ترک کند.

ج ) چون (( رز )) فقیر بود ، مجبور بود فکر رفتن به دانشگاه را کنار بگذارد.

 

a. The butcher's keen knife cut through the meat.

b. My dog has a keen sense of smell.

c. Bill's keen mind pleased all his teachers.

الف ) چاقوی تیز قصاب داخل گوشت شد.

ب ) سگ من حس بویایی قوی دارد.

ج ) ذهن مشتاق  (( بیل ))  تمام معلمانش را خشنود کرد.

 

 

a. A detective was hired by the jealous widow to find the

boyfriend who had abandoned her.

b. Although my neighbor just bought a new car , i am not

jealous of him.

c. being jealous , mona would not let her husband  dance with

any of the cheerleaders.

الف ) بیوه زن حسود ، کارآگاهی را استخدام کرد تا دوستش را که او را ترک کرده بود

، پیدا کند.

ب ) با اینکه همسایه ام به تازگی اتومبیل جدیدی خریده است ، به او حسادت نمی کنم.

ج ) چون (( مونا )) حسود بود ، اجازه نمی داد شوهرش با هیچ یک از معرکه گیرها

برقصد.

 

 

a. My aunt never hurts anyone's feelings because she always

uses tact.

b. By the use of tact , janet was able to clam her jealous

hasband.

c. Your friens will admire you if you use tact and

thoughtfulness.

الف ) خاله ام هرگز احساسات کسی را جریحه دار نمیکند ، چون همیشه تدبیر به کار

می برد.

ب ) (( ژانت )) توانست با استفاده از تدبیر ، شوهر حسودش را آرام کند .

ج ) اگر تدبیر و تفکر بکار ببرید ، دوستانتان شما را تحسین می کنند.

 

 

a. The president will take the oath of office tomorrow

b. In court the witness took an oath that he would tell the whole

truth

c. When Terry discovered that he had been abandoned, he let

out an angry oath

فردا رئیس جمهور سوگند ریاست جمهوری خواهد خورد.

شاهد در دادگاه سوگند یاد کرد که تمام حقایق را بگوید.

وقتی "تری" فهمید که او را ترک کرده اند، از روی عصبانیت ناسزا گفت.

 


a. Someone is planning to build a house on that vacant lot.

b.I put my coat on the  vacant seat.

c.When the landlord broke in , he found that apartment vacant.

الف ) شخصی قصد دارد روی آن تکه زمین خالی یک خانه بسازد.

ب ) کتم را روی آن صندلی خالی گذاشتم.

ج ) وقتی صاحب خانه با شکستن در وارد شد ، آپارتمان را خالی یافت.

 

 


a. The fighter had to face many hardships before he became

champion

b. Abe Lincoln was able to overcome one hardship after

another

c. On account of hardship, Bert was let out of the army to take

care of his sick mother

جنگجو پیش از آنکه قهرمان شود، مجبور بود با سختی های زیادی روبرو شود.

"ابی لینکلن" قادر بود بر مشکلات یکی پس از دیگری فائق آید.

"برت" بدلیل مشکلاتش اجازه یافت ارتش را ترک کند تا از مادر بیمارش مراقبت

نماید.

 

 

a. The pilot swore a gallant oath to save his buddy

b. Many gallant knights entered the contest to win the princess

c. Ed is so gallant that he always gives up his subway seat to a

woman

خلبان دلیرانه سوگند یاد کرد تا دوستش را نجات دهد.

شوالیه های شجاع زیادی برای رسیدن به شاهزاده وارد رقابت شدند.

"اِد" بقدری نسبت به زنان مبادی آداب است که همیشه جای خود را در مترو به یک

خانم میدهد.

 


a. The data about the bank robbery were given to the F.B.I

b. After studying the data, we were able to finish our report

c. Unless you are given all the data, you can not do the math

problem

اطلاعات مربوط به سرقت از بانک به اف.بی.آی(= اداره پلیس فدرال آمریکا) داده

شد.

ما پس از بررسی اطلاعات، توانستیم گزارشمان را تمام کنیم.

اگر همه ی اطلاعات به شما داده نشود، نمی توانید آن مسئله ی ریاضی را حل کنید.

 

 

a. coming from Alaska, Claud was unaccustomed to Florida's

heat

b. The king was unaccustomed to having people disobey him

c. Unaccustomed as he was to exercise, Vic quickly became

tired

چون "کلاود" اهل آلاسکا بود، به گرمای فلوریدا عادت نداشت.

پادشاه به داشتن مردمی که از او اطاعت نکنند، عادت نداشت.

چون "ویک" به نرمش عادت نداشت، سریع خسته شد.

 

 

a. My brother took an oath to remain a bachelor

b. In the movie, the married man was mistaken for a bachelor

c. Before the wedding, all his bachelor friends had a party

برادرم قسم خورد که مجرّد باقی بماند.

در فیلم مرد متاهل با مردی مجرد اشتباه گرفته شد.

پیش از مراسم عروسی، تمام دوستان مجردش یک مهمانی برگزار کردند.

 

 

a. I am trying to qualify for the job which is now vacant

b.Since Pauline can't carry a tune, she is sure that she will

never qualify for the Girls Chorus

c.You have to be over 5'5"to qualify as a policeman

در تلاشم برای شغلی که اکنون بی متصدی است، واجد شرایط شوم.

چون پولین نمی تواند آهنگی را به خاطر بسپارد، مطمئن است که هرگز برای گروه کُر

دختران واجد شرایط نمی شود.

در شهر ما برای اینکه به عنوان یک پلیس واجد شرایط شوید، قدتان باید بلندتر از پنج

فوت و پنج اینچ باشد.

 

 

a- When given all the data on the corpse, Columbo was able

to solve the murder

b- The corpse was laid to rest in the vacant coffin

c- An oath of revenge was sworn over the corpse by his

relatives

زمانی که تمام اطلاعات در مورد جسد در اختیار کلمبو قرار گرفت، توانست معمای

قتل را حل کند.

جنازه برای خاکسپاری، در تابوت خالی قرار گرفت.

خویشاوندانش بالای سر جسدش سوگند انتقام خوردند.

 


a.Tris could not conceal his love for Gloria

b.Count Dracula concealed the corpse in his castle

c.The money was so cleverly concealed that we were forced

to abandon our search for it

تریس نتوانست عشقش را نسبت به گلوریا پنهان کند.

کنت دراکولا جسد را در قلعه اش مخفی نمود.

پول چنان با زیرکی پنهان شده بود که مجبور شدیم از جستجویمان دست بکشیم.

 

 

a. When the weather is so dismal, I sometimes stay in bed all

day

b. I am unaccustomed to this dismal climate

c. As the dismal reports of the election came in, the senator's

friends tactfully made no mention of them

بعضی اوقات، وقتی هوا خیلی گرفته باشد، تمام روز را در رختخواب میمانم.

من به این آب و هوای گرفته و غم انگیز عادت ندارم.

هنگامی که گزارشات بسیار بدِ انتخابات در اختیارشان قرار گرفت، دوستان سناتور

مدبرانه اشاره ای به آن نکردند.

 

 


a. It was a great hardship for the men to live through the frigid

winter at Valley Forge

b.The jealous bachelor was treated in a frigid manner by his

girl friend

c. Inside the butcher's freezer the temperature was frigid

زندگی برای افراد در دره فورج در طول زمستان سرد، بسیار سخت بود.

مرد مجرد حسود از سوی دوست دخترش با رفتار سردی روبرو شد.

دمای درون فریزر قصابی بسیار سرد بود.

 

 

a. Eskimos inhabit the frigid part of Alaska

b. Because Sidney qualified, he was allowed to inhabit the

vacant apartment

c. Many crimes are committed each year against those who

inhabit the slum area of our city

اسکیموها در منطقه بسیار سرد آلاسکا ساکن هستند.

از آنجا که سیدنی واجد شرایط بود، اجازه یافت تا در آپارتمان خالی اقامت گزیند.

هر سال جرائم بسیاری بر ضد کسانی که در نواحی فقیرنشین شهرمان سکونت دارند،

انجام میگیرد.

 

 

a. My fingers quickly became numb in the frigid room

b. A numb feeling came over Mr. Massey as he read the

telegram

c.When the nurse stuck a pin in my numb leg, I felt nothing

انگشتانم در آن اتاق بسیار سرد، به سرعت کرخت شدند.

هنگامی که آقای ماسی تلگرام را خواند، احساس کرختی کرد.

هنگامی که پرستار سوزنی را در پای بی حسم فرو کرد، چیزی حس نکردم.

 


a. The hunter was abandoned by the natives when he

described the peril which lay ahead of them

b. There is great peril in trying to climb the mountain

c. Our library is filled with stories of perilous adventures

وقتی شکارچی خطری را که پیش رویشان قرار داشت برای بومیان شرح داد، آنها

ترکش کردند.

خطر بزرگی در تلاش برای بالا رفتن از کوه وجود دارد.

کتابخانه ما مملو از داستان های ماجراهای مخاطره آمیز است.

 

 

a. Richard likes to recline in front of the television set

b. After reclining on her right arm for an hour, Maxine found

that it had became numb

c. My dog's greatest pleasure is to recline by the warm

fireplace

ریچارد دوست دارد جلوی تلویزیون دراز بکشد.

ماستین پس از یک ساعت تکیه کردن بر روی بازوی راستش متوجه شد بازویش بی

حس شده بود.

بزرگترین تفریح سگم، لم دادن کنار شومینه گرم است.




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: جملات انگلیسی با ترجمه فارسی سری اول،
[ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ] [ 12:21 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

بسته کامل خودآموز آمادگی آزمون ایلتس 2012+هدیه

بسته کامل خودآموز آمادگی آزمون ایلتس 2012+هدیه

کاملترین بسته آمادگی برای آزمون آیلتس در ایران
اگر قصد شرکت در آزمون IELTS را دارید
اگر می خواهید قبل از آزمون اطلاعات بسیار جامعی در مورد شرایط و نحوه آزمون کسب کنید
اگر به علت گستردگی مطالب مرور آنها برایتان وقت گیر است
اگر می خواهید مهارت های خود را بالاتر ببرید
و در نهایت اگر می خواهید موفق شوید

فروشنده: اینتر فور شاپ

قیمت: 6,700 تومان

خرید بسته کامل خودآموز آمادگی آزمون ایلتس 2012+هدیه




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه، محصولات وبلاگ-خرید پستی،
برچسب ها: بسته کامل خودآموز آمادگی آزمون ایلتس 2012+هدیه، ایلتس 2012،
[ دوشنبه 8 آبان 1391 ] [ 11:01 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

کاملترین بسته خودآموز تافل 2012+هدیه

کاملترین بسته خودآموز تافل 2012+هدیه

مناسب برای همه دانشجویان و افراد مایل به کار و تحصیل در کشورهای خارجی و همه علاقمندان به شرکت در آزمون تافل
اگر قصد شرکت در آزمون Toefl را دارید
اگر می خواهید قبل از آزمون اطلاعات بسیار جامعی در مورد شرایط و نحوه آزمون کسب کنید
اگر به علت گستردگی مطالب مرور آنها برایتان وقت گیر است
اگر می خواهید مهارت های خود را بالاتر ببرید
و در نهایت اگر می خواهید موفق شوید
بسته کامل و ارزشمند آمادگی برای آزمون تافل را به شما پیشنهاد می کنیم.
در این بسته منابع اصلی آزمون تافل به صورت فایل های نوشتاری و صوتی و اینتراکتیو به همراه شبیه سازهای امتحان گردآوری شده است

فروشنده: اینتر فور شاپ

قیمت: 6,800 تومان

خرید کاملترین بسته خودآموز تافل 2012+هدیه




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه، محصولات وبلاگ-خرید پستی،
برچسب ها: کاملترین بسته خودآموز تافل 2012+هدیه، اصطلاحات و اموزش تافل،
[ دوشنبه 8 آبان 1391 ] [ 10:59 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

اصطلاحات و جملات کاربردی انگلیسی

Love is Wide Ocean that joins two shores
عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند می دهد
 ------------------------------
Life without love is none sense and goodness without
 Love is impossible
زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن
 ------------------------------
Love is something silent, but it can be louder than anything
 When it talks
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
 ------------------------------
Love is when you find yourself spending every wish on him
عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی
------------------------------
Love is flower that is made to bloom by two gardeners
عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند
------------------------------
Love is like a flower which blossoms with trust
عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید
------------------------------
Love is afraid of losing you
عشق یعنی ترس از دست دادن تو
------------------------------
No matter what the question is love is the answer
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
------------------------------
When you have nothing left but love than for
 the first time you become aware that love is enough
وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست
------------------------------
Love is the one thing that still stands when all else has fallen
زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند
------------------------------
Love is like the air we breathe it may not always be seen,
 but it is always felt and used and we will die without it
عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه
احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد
------------------------------
Love is totally forgetting you to someone that is always
 Remembering you at all times
عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و
در همه حال شما را به یاد دارد
------------------------------
Horse of a different color
معنی: یک موضوع دیگر، یک مطلب کاملاً متفاوت، وصله ناهمرنگ

Eric likes to play jokes on his friends, but he makes sure that nobody is hurt by any of his pranks. A prank that hurts someone is a horse of a different color! Being playful is one thing, but hurting someone by one's prank is quite a different matter.
اریک دوست دارد با دوستانش شوخی کند، اما مواظب است که کسی از شوخی‌های او ناراحت نشود. شوخی‌ای که کسی را ناراحت کند یک موضوع کاملاً متفاوت است. شوخ بودن یک چیز است و آزردن دیگری با شوخی چیز دیگری است.
 ------------------------------
Take it on the lamb
معادل فارسی: در رفتن

Poor Rich has always had his problems with the police. When he found out that they were after him again, he had to take it on the lamb. In order to avoid being caught and thrown in jail, he was forced to flee in a great hurry.
بیچاره ریچارد همیشه بـا پلیس مشکل داشته. وقتی فهمیـد که اونا دنبالش هستند، مجبـور شد در بره. برای اینکه گیر نفته و تو زندون نیفته مجبور شد به سرعت فرار کنه.
------------------------------
Cat got your tongue
معادل فارسی: موش زبانت را خورده (خجالتی)

What's the matter? Cat got your tongue?
موضوع چیه؟ موش زبونت رو خورده؟ (یعنی چرا حرف نمی‌زنی)
 ------------------------------
Get in someone's hair
معنی: کسی را اذیت کردن

- I know that the children get in your hair, but you should try not to let it upset you so much.
- Listen, Jim. I can't help it. The children bother me and make me very angry.
- من می‌دونم که بچه‌ها اذیتت می‌کنند، اما باید سعی کنی نذاری این موضوع تو رو خیلی ناراحت کنه.
- ببین جیم. من نمی‌تونم کاریـش کنم. بچه‌هـا منو اذیـت می‌کنند و منو خیلی عصبانی می‌کنند.
 ------------------------------
Jump down someone's throat
معنی: یقه کسی را گرفتن، با عصبانیت با کسی برخورد کردن

You don't have to jump down my throat! I told you that I'd make it home around 11:50. I don't intend to be late!
مجبور نیـستی اینقـدر با عصبانیت با من برخـورد کنی! بهت گفتـم که حـول و حـوش سـاعت 11:50 برمی‌گردم خونه. من قصد ندارم دیر بیام!
 ------------------------------
Shoot off one's mouth
معنی: لاف زدن، غلو کردن

Jim doesn't play tennis very much, but he's always shooting off his mouth about how good he is. Yet he's fooling nobody. Jim is somewhat of a braggart and everyone knows that he gives opinions without knowing all the facts and talks as if he knew everything about the game.
جیم زیاد تنیس بازی نمی‌کنه، اما همیشه در مورد اینکه چقدر خوب بازی می‌کنه غلو می‌کنه. البته اون کسی رو دست نمی‌ندازه. جیم تا اندازه‌ای یک «لاف زن» هستش و همه می‌دونند که بدون اینکه همه چیز رو بدونه ابراز عقیده می‌کنه و طوری حرف می‌زنه که انگار همه چیز رو درباره بازی می‌دونه.
 -----------------------------
Pull someone's leg
معنی: کسی را دست انداختن

- Hey, Al, I was invited to be a judge for the contest.
- Oh, really? You're pulling my leg!
- هی، اَل، من برای داوری تو اون مسابقه انتخاب شدم.
- واقعاً؟ تو داری من رو دست می‌ندازی!
------------------------------
Get off someone's back
معنی: دست از سر کسی برداشتن

- Hey, John. I'm bored. Come on, let's go out and do something.
- Sorry, I'm right in the middle of studying for a physics exam. I won't be able to make it tonight.
- You've been studying for a long time. Why don't you take a break?
- Get off my back! I can't go anywhere!
- OK, I'll stop bothering you only if you promise to let me know the minute you're finished.
- هی، جان. من خسته شدم. بیا بریم بیرون یه کاری بکنیم.
- متأسفم، الآن دارم خودم رو برای یک امتحان فیزیک آماده می‌کنم. امشب نمی‌تونم بیام.
- تو خیلی وقته که داری درس می‌خونی. چرا یک کم استراحت نمی‌کنی؟
- دست از سرم بردار! من هچ جا نمی‌تونم بیام!
- باشه، دیگه اذیتت نمی‌کنم فقط به این شرط که قول بدی هر موقع کارت تموم شد بهم بگی.
 ------------------------------
People who live in glass houses shouldn't throw stones
توضیح: وقتی کسی خودش هم مقصر است نباید دیگران را سرزنش کند.

Janet has often criticized her friend, Lois for driving too fast, yet she herself has had her license suspended for exceeding the speed limit. Lois once tried to tell her that people who live in glass houses shouldn't throw stones, but it didn't do much good. Janet simply didn't accept the fact that she should not pass judgment on other people when she is just as bad as they are.
جانت همیشه دوستش لوئیس را بخاطر اینکه با سرعت زیاد رانندگی می‌کند، سرزنش می‌کند، درحالیکه خودش بخاطر سرعت غیرمجاز گواهی‌نامه‌اش توقیف شده است. لوئیس یک دفعه سعی کرد به او بگوید که وقتی خودت هم مقصر هستی نباید دیگران را سرزنش کنی، اما این زیاد فایده نداشت. جانت این حقیقت را قبول نکرد که نباید در مورد دیگران حکم صادر کند وقتی که به اندازه آنها مقصر است.
 ------------------------------
Fishy
معنی: عجیب، مشکوک

When the security guard saw a light in the store, it seemed to him that there was something fishy going on. He called the central office and
explained to his superior that he thought something  strange and suspicious was occurring.
وقتی نگهبان نوری را در مغازه مشاهده کرد، به نظرش رسید که چیز مشکوکی در حال اتفاق بود. او با دفتر مرکزی تماس گرفت و به مافوقش گفت که به گمان او چیز عجیب و مشکوکی در حال وقوع بود.
 ------------------------------
Go to the dogs
معنی: مخروبه شدن

Have you seen their house lately? It's really gone to the dogs.
It's true that it has become run-down and in serious need of repair, but I'm sure that it can be fixed up to look like new.
اخیراً خانه آنها را دیده‌ای؟ آن واقعاً به مخروبه تبدیل شده است. این درست است که مخروبه شده است و به تعمیرات اساسی نیاز دارد، اما من مطمئنم که می‌تواند (طوری) تعمیر شود که نو به نظر برسد.
------------------------------
All thumbs
معادل فارسی: دست و پا چلفتی، بی دست و پا

- Hey, Bea. Can you help me out? I don't seem to be able to button up the back of my dress.
- Sure. Let's see if I can do it for you.
- I guess I'm all thumbs because I'm so nervous. I'm already late for my date.
- Well, I suppose that being so nervous would make you clumsy and awkward. But don't worry, I'm sure your date will wait.
- هی،بی. می‌تونی کمکم کنی؟ فکر نمی‌کنم بتونم دکمه‌های عقب لباسم رو ببندم.
- البته. بزار ببینم می‌تونم این کار رو برات بکنم.
- فکر کنم دست و پا چلفتی شدم آخه خیلی عصبی هستم. الآن برای قرار ملاقات دیرم شده.
- خب، گمان کنم عصبی بودن تو رو اینقدر بی‌دست و پا می‌کنه. اما نگران نباش، مطمئنم که دوستت منتظر می مونه.
 ------------------------------
Not to have a leg to stand on
توضیح: دلیلی برای اثبات سخن خود نداشتن

He won't have a leg to stand on unless he can prove that ...
او دلیلی برای اثبات گفته خود نخواهد داشت مگر اینکه بتواند ثابت کند که ...
Without evidence, we don't have a leg to stand on.
بدون مدرک ما هیچ دلیلی برای اثبات گفته خود نداریم.
 ------------------------------
Shake a Leg
معنی: شتاب کردن، عجله کردن

- Mary, you always take such a long time to put on your makeup. Come on, shake a leg!
- I'll be finished in a minute. Be patient.
- You've got to hurry or else we won't arrive on time to see the last show.
- مری، تو همیشه کلی طول می‌کشه که خودت رو آرایش کنی. بجنب دیگه!
- تا یک دقیقه دیگه کارم تموم می‌شه. صبر داشته باش.
- باید عجله کنی، وگر نه برای دیدن آخرین نمایش به موقع نمی‌رسیم.
 ------------------------------
Stick Out One's Neck
معنی: ریسک کردن، خطر کردن

Why should I stick my neck out for them?
چرا باید خودم را به خاطر آنها به خطر بیاندازم؟
------------------------------
Holy cow!
توضیح: از این اصطلاح بیشتر برای بیان احساساتی مانند غافلگیری یا عصبانیت استفاده می‌شود. این اصطلاح میان نوجوانان بسیار شایع است.

"Holy Cow!" she said as she saw his car after the horrible accident.
او وقتی ماشینش را پس از آن تصادف وحشتناک دید گفت: «خدای من!»
Holy cow! How did she do that?خدای من! او چطور این کار را کرد؟




طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: اصطلاحات و جملات کاربردی انگلیسی،
[ سه شنبه 31 مرداد 1391 ] [ 01:05 ب.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]

- grocery store اشاره داره به همون سوپری (بقالی!) هایی که سر کوچتون هست و معمولا هم از شیر مرغ تا جون ادمی زاد توش پیدا میشه!

2- to Hail a cab یعنی تاکسی گرفتن به این صورت که کنار خیابون وایسین و دستتونو تکون بدین یا صدا بزنین که تو ایران هم این کار خیلی رایجه.

----------------------

 - دو اصطلاح come in و come on in رو تو فیلم های امریکایی خیلی زیاد میشنوین. هر دو هم معنی هستن و برای وقتیه که از کسی بخواین که بیاد تو. یعنی معنیشون در حالت کلی میشه “بیا تو”.
حالا نکته اینجاس که اگه دقت کرده باشین معمولا come in رو با please میارن اما با come on in تقریبا هیچ وقت please نمیارن.
علتش هم اینه که come in خیلی خودمونی تره و در مقابل come on in هم با اینکه تقریبا حالت اینفرمال داره اما بار ادبی داره. نه اینکه بگم come in زشته نه ، درواقع come in حالت خنثی داره! یعنی نه زشته و نه مودبانه در حالی که come on in خودش به تنهایی یه عبارت مودبانه ست برای همینه که با please نمیاد در حالی که چون come in حالت خنثی و خیلی خودمونی تره ، موقع استفاده یه please بهش اضافه می کنن.
البته خود come on in رو ممکنه که بشنوین با please بیارن که طبیعیه.
با نمونه ی فارسی این عبارت بهتر متوجه قضیه میشین:
“بیا تو”                    »» خیلی خودمونی – نه زشته و نه مودبانه
“تشریف بیارین”         »» مودبانه
“لطفا تشریف بیارین”  »» مودبانه
اوردن لطفا تو “لطفا تشریف بیارین” یه کار اضافیه. ما لطفا رو میاریم تا عبارتمون مودبانه باشه اما وقتی خود عبارت “تشریف بیارین” یه عبارت مودبانه اس پس اوردن لطفا یه کار اضافیه

 ----------------------

۱- همگیه شما با کاربردهای would اشنا هستین اما جالبه بدونین که این واژه تو گفتگوهای روزمره یه کاربرد جالب و البته کمی هم گیج کننده داره. به مکالمه ی زیر دقت کنین تا بگم اون نکته ی گیج کننده اش چیه:

A: this car keeps breaking down. It’s driving me mad
B: too bad. Sounds like you got a real lemon. I would sell that car and buy a new one

تو جمله ی بالا شخص b نمیگه که ماشینی فروختم بلکه میگه اگه جای اون فرد بود این کار رو میکرد. در واقع انتهای جمله b اینطوریه : if I were you, I would sell that car یعنی من اگه جای تو بودم اون ماشینو می فروختم. می بینین که if I were you حذف شده و تو فارسی هم ما همین حذف رو داریم یعنی مثلا به جای اینکه بگیم ” اگه من جای تو بودم اون ماشینو می فروختم” میگیم : “من بودم اون ماشینو می فروختم”
A: این ماشین مرتب خراب میشه. داره دیوونم می کنه.
B: چه بد. به نظر میاد که چیز بیخودی گیرت اومده. من بودم اون ماشینو می فروختم و یکی جدیدشو می خریدم.

----------------------

Deal از این جهت واژه ی مهمیه که تو کشور مصرف گرایی مثل امریکا یه واژه ی بسیار پرکاربرد محسوب میشه. اگه راتون به این کشور بیوفته ، بارها و بارها با این واژه رو به رو میشین.
ببینین معادل دقیقی برای
Deal تو فارسی نیست. برای همین باید تو جمله توضیح بدم. Deal یعنی قیمت توافقی یک کالا به طوری که به نفع طرفین باشه (یعنی قیمت مناسب یا بهتر بگم قیمت کم یا ارزون)

مثال:I got a good deal on this cell
عبارت بالا میگه که من قیمت موبایل رو مناسب دیدم (به قیمت ارزونی با فروشنده به توافق رسیدم) و اونو خریدمش.

مثال: فرض کنین که دارین میرین به یه فروشگاه اونجا ممکنه موقع قیمت کردن کالاها ، فروشنده بهتون بگه : you can’t find a good/better deal anywhere
فروشنده داره به شما میگه که هیچ جا این جنسا رو با این قیمت خوب (منظور ارزون) نمیتونی پیدا کنی.

مثال: you can buy 2 pants for $10 which sounds like a good deal
” شما می تونین با
۱۰ دلار دو تا شلوار بخرین که به نظر پشنهاد خوبیه”

خب پس بیاین اینطور نتیجه بگیریم که:  A good deal: a good price or offer
فرمول کلی
deal: get/find a (good/great/better) deal on something
پس دقت داشته باشین که با حرف اضافه ی
on باید بکار برده شه.


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصطلاح انگلیسی با ترجمه،
برچسب ها: استفاده از اصطلاحات کاربردی و عامیانه، اصطلاحات پر کاربرد،
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 10:52 ق.ظ ] [ محمد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 43 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب